خرید بک لینک

 

در هنر اگر قرار باشد سازی را معرفی کنیم که آموختن آن سخت باشید ابتدا باید ویالون و بعدش پیانو را معرفی کرد.با در نظر گرفتن این مسئله که اصولا، هنر یک امر موضوعی و انتزاعی است؛ درمیابیم که با فرایندی سخت و پیچیده رو به رو هستیم و تمایز دادن هنرمندان از یکدیگر کاری است حقیقتا دشوار. انتخاب تنها نه نوازنده ی حرفه ای در تمام طول تاریخ موسیقی هم، از این امر مستثنا نیست

در همین زمینه باید گفت که آن چه هنرمندان را از سایر همکاران شان جدا می نماید؛ صرفا تسلط بر اصول و تکنیک های هنری؛ و در موضوع مورد بحث ما، نواختن ویولون نیست؛ بلکه عاملی که شخصی را تبدیل به یک ویولونیست برجسته و ماندگار می کند؛ جوششی ذاتی و استعدادی درونی است. شاید همان چیزی که با گذشت زمان، از آن به عنوان امضای هنرمند یاد می کنیم و می توانیم به این وسیله، یک اثر هنری را از دیگری تشخیص دهیم.

با نگاهی بر هر آن چه پیش از این ذکر شد؛ به معرفی نه تن از بهترین نوازندگان ویولون می پردازیم؛ که پس از گذشت سال های متمادی، هم چنان در سرزمین های آواهای جادویی و اسرارآمیز خود، فرمانروایی می کنند.

          یاشا هایفِز(1901-1974)

 

او که استادی است بلامنازع و تمام و کمال؛ از محبوب ترین و برترین نوازنده های ویولون تاریخ موسیقی به شمار می آید. هایفز از پنج سالگی حرفه ی خود را شروع کرد و شصت و پنج سال دیگر هم به آن وفادار ماند.جرج برنارد شاو در نامه ی مشهور خود به هایفز می نویسد: "اگر همینطور بی عیب و نقص و با یک توانایی فوق بشری به نوازندگی ادامه دهی؛ حتی خداوند هم به تو حسادت خواهد کرد و اینگونه جوان خواهی مرد! به نظرم شب ها قبل از خواب، به جای دعا و مناجات، کمی ویولون بزن؛ اما به زشتیِ هر چه تمام تر؛ شاید بخشیده شوی!"

 

          نیکولو پاگانینی(1782-1840)

 

نام این نوازنده و آهنگساز مطرح ایتالیایی، در میان بهترین های این عرصه به چشم می خورد. اگر چه او در زندگی شخصی خود با مشکلاتی مثل قمار و اعتیاد به الکل رو به رو بود؛ اما هرگز اجازه نداد که این مسائل بر کارش تاثیرگذار باشد. او در دنیایی که خالی از هرگونه فناوری برای ارتباطات بود هم توانست راه خود را در سرتاسر جهان باز کند. تکنیک های ابداعیِ او هم چنان از محبوبیت بالایی برخوردار و مورد تایید و تحسین هنرمندان است.

          دیوید اوستراخ(1908-1974):

 

این دانش آموخته ی کنسرواتوار چایکوفسکی مسکو که اصالتاً اوکراینی است؛ با آهنگسازان و ارکسترهای بزرگی در سرتاسر دنیا همکاری داشت و اجراهای برجسته ای از آثار ویولونی دمیتری شوستاکوویچ و آرام خاچاتوریان ارائه کرد دنیا موسیقی او را یکی از برجسته ترین نوازندگان ویولون در قرن بیستم می دانند؛ که در طول شصت سال دوران فعالیت هنری اش، جوایز و افتخارات زیادی را از آن خود کرد.

 

          ایزاک پرلمان(-1945)

 

این حقیقت که او یکی از  برجسته ترین ویولونیست های سبک کلاسیک در دنیای امروز است؛ در واقع غیرقابل انکار جلوه می کند. این هنرمند فوق ستاره که آموزگار هم هست؛ هر سال بر محبوبیت خود می افزاید و مخاطبین اش را در شگفتی می گذارد. در ادامه لازم به ذکر است که او با چنین توانایی قابل توجهی، با جوایز بسیاری مورد تقدیر قرار گرفته است.

 

          هیلاری هان(-1979):

 

 

این نوازنده ی جوان آمریکایی که اولین بار در سن دوازده سالگی ساز به دست گرفت؛ توانست از شانزده سالگی به دنیای حرفه ای ها قدم بگذارد و قطعات کلاسیک را ضبط کند. هان، موفق به دریافت جایزه ی پولیتزر، برای اجرای کنسرتوی ویولون جنیفر هیگدون که مخصوص او نوشته شده بود؛ نیز شد. او با کسب جوایز متعدد دیگر و به دست آوردن مهر تایید منتقدین و مخاطبان، جایگاه خود را به عنوان ویولونیست برتر تثبیت کرده است.

 

          فردریک کرایسلر(1875-1962)

 

این ویولونیست و آهنگساز اتریشی، به عنوان یکی از بزرگ ترین و بهترین نوازنده های تمام دوران شناخته شده است و مورد تحسین و ستایش قرار می گیرد. آنچه آثار او را از سایرین متمایز می کند؛ بیان و امضای شخصی وی، عبارات رسا و آهنگین و تمرکز فوق العاده ی او در اجرا است. کرایسلر در میان مخاطبین عام و گسترده ی جامعه نیز شناخته شده و دوست داشتنی بود. به همین ترتیب توانست راه خود را به نشریات هم بگشاید و در فوریه ی 1925 بر جلد مجله ی تایم ظاهر شود.

 

          پابلو دو ساراسته(1844-1908)

 

این نوازنده ی اسپانیایی، استاد مسلم و مشهور قرن نوزدهم بود که با استعداد و هوش ویژه ی خود، توانست آثار بسیاری را بسازد و اجرا کند. قطعات او همچنان نواخته می شوند. به علاوه، او به خاطر برنامه های اپرای بی نظیر خود از جمله، کنسرت فانتزی درباره ی کارمن، بسیار مورد علاقه و تحسین واقع شده است.

 

        

  ناتان میلشتاین(1904-1992)

 

این هنرمند که اتفاقا دستی بر ترجمه هم داشته؛ توانست هفتاد سال را با موفقیت تمام در عرصه ی نوازنده ویالون و آهنگسازی فعالیت کند. او حتی در هشتاد و دو سالگی هم دست از فعالیت نکشید و آخرین اجرای خود را در استکهلم انجام داد. میلشتاین به توانایی در عملکرد، استقامت و دقت فنی شناخته شده بود و همواره مورد تحسین است. در طول زندگی، برنده ی جوایز متعددی شد؛ از جمله جایزه ی گرمیِ 1975 برای ضبط سونات های باخ و پارتیتاس.

     

    سارا چانگ(-1980)

 

این نوازنده ی آمریکایی، یک اعجوبه ی واقعی است و با توانایی استثنایی و شور هنری خاص خود که در اجرا دارد؛ شناخته می شود. مجموعه ی جوایز و افتخاراتی که به دست آورده است؛ می تواند گواهی بر این باشد که او یک نابغه به دنیا آمده است.

مروری داشتیم بر مهم ترین و برترین ویولونیست های تاریخ موسیقی؛ که هر یک با نبوغ ذاتی خود و پشتکاری که در این عرصه داشته اند؛ جایگاهی در این فهرست پیدا کرده اند. با امید بر این که این مطلب مورد توجه شما قرار گرفته باشد. با آرزوی بهترین ها.

 

 

 

برچسب: آموزش آنلاین, آموزش آنلاین ویالون,آموزش ویالون, نویسنده: majorin تاريخ: 1 تير 1400 ساعت: 16:30

 

پرتره یکی از اجزای مهم اثر های هنری است. زمان ابداع آن بر میگیرد به اوایل شروع مسیحیت و تا به امروز نقش مهمی در آثار هنرمندان ایفا کرده است.پرتره سبک های مختلفی را شامل می شود. از جمله آن ها می توان به پرتره در عکاسی، سنگ تراشی، مجسمه سازی و نقاشی اشاره کرد

اما پرتره چیست؟ می توان پرتره را به این شکل تعریف کرد که بیانی هنرمندانه از یک فرد است که مهم ترین عنصر آن چهره، شخصیت و احساسات درونی آن فرد است که به طرز آشکاری باید مشخص باشد. اصلی ترین هدف پرتره نمایش یک شخصیت و احساسات او است.

عکاس های پرتره معمولاً سوژه خود را از بین افراد بومی در سراسر دنیا انتخاب کرده و به طور معمول عکس های خود را در طول سفر خود در نقاط مختلف ثبت می کنند. مضمون اصلی عکس های پرتره اغلب برجسته سازی نابرابری های اجتماعی است.

در ادامه این مطلب، ۱۰تن عکاسان مشهور پرتره در جهان را به شما معرفی می کنیم.

تن عکاسان مشهور جهان در زمینه پرتره 

 

اگر به حوزه عکاسی علاقه مندید یا به تازگی قصد شروع عکاسی به خصوص عکاسی پرتره را دارید، یکی از مهم ترین قدمها شناخت بزرگان این حوزه و یادگیری اصول درست این هنر از آن ها است. به همین منظور ما در ادامه این مطلب، ده تن عکاسان مشهور پرتره در جهان را به شما معرفی می کنیم.

        Steve McCurry  

استیو مک کری، توسط عکس معروفی که گرفت به شهرت رسید. عکس معروف او «دختر افغان» نام داشت که آن را در پیشاور پاکستان در یک اردوگاه پناهندگی ثبت کرده بود. نکته جالب در مورد این عکس این است که تحت عنوان شناخته شده ترین و معروف ترین عکس National Geographic شناخته می شود.

 

 

Lee Jeffries    

لی جفریس عکاسی است که به پرتره های سیاه و سفیدی که از افراد بی خانمان ثبت کرده است شناخته می شود.

در پرتره های او می توانید بارقه هایی  از امید را احساس کنید. این احساس از نگاه سوژه سرچشمه می گیرد به طوری که برای بیننده کاملاً ملموس است.

 

 

 Jimmy Nelsson  

پرتره های جیمی نلسون اغلب از افراد قبیله ای و بومی گرفته شده و مجموعه آثار او در بیشتر از ۱۶ کشور جهان ثبت شده است. عکس های پرترة جیمی نلسون روایتگر داستان زندگی اش است و کتاب او نیز برای خرید در بازار موجود است.

 

 

 

    Rehahn 

 

تمرکز ریهاهان بیش از همه بر روی عکس برداری از کشورهای ویتنام، کوبا و راجستان است. شهرت این عکاس به دلیل نمایش روح موضوعات در عکس هایش است. ریهاهان را می توان از بهترین عکاسان پرتره جهان دانست.

 

 

Eric Lafforgue   

 

اریک لا فورک بیشتر عکس های خود را در کره شمالی ثبت کرده و نکته جالب در مورد عکس های او این است که هر کدام از عکس هایش داستان خاص خود را دارد. عکس های ثبت شده توسط این عکاس برخی از احساسات واقعی سوژه را به خوبی به تصویر کشیده است.

 

 

 May Librodo 

مانی لیبرودو به «جادوگر فتوشاپ» نیز مشهور است. عکس های پرتره او هرکدام روایتگر داستانی خاص و جزو آثار هنری خاص و ناب هستند.

 

 

 Lisa Kristine

 

لیزا کریستین درواقع تصویرگر کرامت انسانی در همه عکس ها است و به عکاس بشردوست مشهور شده است. این عکاس در بیشتر از ۱۰۰ کشور جهان مستندگر فرهنگ بومی است و شهرت خود را از نقشی که در افشای برده داری مدرن داشته به دست آورده است.

 

 

 David Lazar  

دیوید لزار همواره در عکس هایش به دنبال ثبت وقایع زندگی بوده و اکثر عکس هایش را در برزیل، بنگلادش و کنیا ثبت کرده است.

 

  Joel Santos   

 

جوئل سانتوس از طریق عکس های پرتره خود احساسات خود را به مخاطب به نمایش می گذارد. چند دقیقه نگاه دقیق به پرتره های او کافی است تا همه چیز را از آن ها دریابیم.

 

 

 

 Phil Borges 

 

فیل بورگس عکاسی است که از پناهندگان تبتی عکس برداری می کند. عکس های پرتره او به طور ویژه ای خاص است و نشانگر سختی ها و رنج های او در کارش است.

 

برچسب: آموزش آنلاین,آموزش آنلاین عکاسی,آموزش عکاسی,ماژورین, نویسنده: majorin تاريخ: دوشنبه 24 خرداد 1400 ساعت: 15:32

 

 

نگاهی دقیق به آواز

 

صدا خوب برای خواننده شدن طرفداران بسیاری دارد و اکثر مردم به دنبال خواننده شدن برای مطرح شدن در فضای هنری هستند.برای خواننده شدن  حرفه ایی  فقط صدای خوب  بودن لازم نیست و علاوه بر آن  تکنیک های لازمی می خواهد و فراگیری این تکنیک ها باعث  این میشود که در هر سبکی که می خواهیم فعالیت داشته باشیم موفق می شویم.در طول سالیان متمادی، فرهنگ های مختلف در سراسر جهان بستری فراهم آورده اند تا انواع مختلفی از سبک های آواز متولد شوند و رشد کنند. در این مقاله به معرفی این سبک ها خواهیم پرداخت

 

 

سبک پاپ:

اگر موسیقی و آواز را غذا در نظر بگیریم؛ آن وقت سبک پاپ در مقابل آن‎ها شبیه یک آبنبات است. این نوع از آواز، سرگرم کننده است و می تواند عاشقانه هم باشد؛ اما اگر به دنبال یک قطعه ی پر از احساسات هستید؛ سراغ موسیقی پاپ نروید! آواز پاپ، در دل خود سرشار از رقص و ریتم است و همین باعث شده تا مخاطبین زیادی داشته باشد و حتی بر سایر سبک های موسیقی فرمانروایی کند.

 

توصیه هایی برای تمرین آواز پاپ:

.یاد بگیرید که چگونه لرزش صدای خود را کنترل کنید.

با صداهای مختلف تمرین کنید؛ صداهای کوتاه، صداهای تند و سریع.

بر نحوه ی اجرای خود روی صحنه تمرکز کنید و سعی داشته باشید بر صحنه مسلط بمانید.

 

راک:

 

شاید از شنیدن این حقیقت که سبک راک در واقع از نسل سبک بلوز است؛ شگفت زده شوید! به بیان دیگر، آن هنگام که موسیقی و آواز بلوز کمی موزون تر شد؛ راک شکل گرفت. تفاوت راک با بلوز علاوه بر ریتمیک بودن، در آن است که راک از آوای سنگین تر و خشن تری ساخته شده است و همین ویژگی هم به شاخصه ی اصلی آن تبدیل شده است. امروزه هنرمندان مختلفی در این زمینه فعالیت می کنند.

 

توصیه هایی برای تمرین آواز راک:

 

ویبراتورهای مختلف را هنگام آواز تمرین و با صدای خود بازی کنید؛ اما نه بیش از اندازه!

از فریاد زدن و رها کردن صدای خود نترسید. با خودتان راحت باشید. 

 

اپرا و کلاسیک:

 

هر چند که از این سبک آواز اغلب به عنوان قاعده مندترین و رسمی ترین شیوه ی اجرا یاد می شود؛ اما برخلاف این باور، اجرای اپرا یا آواز کلاسیک تکنیک لرزش های کنترل نشده را می طلبد. هم چنین در این سبک، هنرمند باید از نظر احساسی کاملا خود را رها کند. با این وجود به دلیل این که کمی از صمیمیت به دور است؛ ارتباط محدودی با مخاطب اش برقرار می کند و شنوندگان کمتری دارد. گوش فرا دادن به این نوع آواز، مانند تماشا کردن یک نقاشی کلاسیک است.

توصیه هایی برای تمرین آواز کلاسیک و اپرا:

 

    حین تمرینات خود؛ سعی کنید از سایر خواننده های اپرا تقلید نکنید. تنها کاری که لازم است انجام دهید؛ آزاد کردن صدای خودتان است.

سعی نکنید که لرزش های مصنوعی در صدای خود ایجاد کنید. به زمان اجازه دهید آهسته آهسته تکنیک های شما را تقویت کند.

یک معلم خوب پیدا کنید. به ندرت می توان آواز اپرا را به تنهایی آموخت.

 

کانتری:

 

 کانتری یکی از اولین های موسیقی مدرن آمریکایی بود که در ایالات جنوبی رایج شد. این سبک ترکیبی است از موسیقی کلیسا و بلوز آمریکایی که در طول زمان توسعه یافته است. ساز هایی مثل گیتار و ماندولین از ابزارهای نواختن سبک کانتری هستند. برای اجرای درست آواز کانتری به موسیقی های زیادی از این ژانر گوش کنید تا سبک شخصی صدای خود را پیدا کنید و در دام تقلید گرفتار نشوید.

توصیه هایی برای تمرین آواز کانتری:

دقت کنید تا مبادا لهجه ی خوانندگان معروف را در ادای کلمات تقلید کنید. به خودتان اعتماد داشته باشید.

.سبک کانتری نیازمند توانایی قصه گویی است. پس تلاش کنید تا از منابع مختلف قصه های گوناگون را دنبال کنید.

برای کارتان از جان و دل مایه بگذارید تا بتوانید با شنونده های خود صمیمی شوید.

 

بلوز و جز:

 

موسیقی بلوز از تعامل میان آوازهای مذهبی بردگان جنوب آمریکا و کلیسای همان ناحیه متولد شد. سبک جاز هم به عنوان فرزند این سبک، هم چنان به ریشه های خود وفادار است.

توصیه هایی برای تمرین سبک بلوز و جز:

.    برای کسب مهارت هرچه بیشتر در این زمینه، از مطالعه ی تاریخ آن غافل نشوید. در این راستا مستند تماشا کنید و کتاب های موجود در بازار را هم بخوانید.

    سعی کنید بر تئوری موسیقی مسلط شوید.

 

هیپ هاپ:

 

این سبک آوازی، به شدت موزون و خوش ریتم است و در دهه ی 70 ظهور کرد و بعد از آن هم بسیار مورد استقبال قرار گرفت. محبوبیت این سبک به قدری گسترده و عمیق بود که توانست بر سایر ژانرهای موسیقیی موثر باشد و زمینه ی ایجاد سایر انواع آن از جمله فانک و دیسکو را هم فراهم کند.

 

توصیه هایی برای تمرین آواز هیپ هاپ:

به ریشه های سبک هیپ هاپ مراجعه کنید. موسیقی فانک و رِگِی را با دقت گوش و بررسی کنید.

    سعی کنید مهارت صحبت کردن حین آواز خواندن را در خودتان تقویت کنید؛ اما در اندازه ی یک رپر حرفه ای

از امتحان کردن تکنیک های متنوع و بازی کردن با  صدای خودتان نترسید.

 

معاصر:

 

سبک معاصر، ژانر منحصر به فردی است؛ چرا که دربرگیرنده ی گروه بزرگی از هنرمندان سبک های مختلف است که در این زمینه فعالیت می کنند. پایه و اساس این گونه از هنر آواز، همان موسیقی پاپ است، با این تفاوت که در حوزه ی ترانه، سبک معاصر نسبت به پاپ، بالغ تر می نماید. هر چند که مثل هر اثر دیگری مخالفان خود را هم دارد؛ اما قطعات بسیار باشکوهی در این سبک خلق شده است.

 

توصیه هایی برای تمرین آواز معاصر:

 

تمرین کنید تا بتوانید برای دقایقی به طور متداوم و بدون وقفه آواز بخوانید.

.    پیش از اینکه آواز بخوانید؛ واژه های ترانه تان را جداگانه و با صدای بلند تمرین کنید تا بر تلفظ آن ها مسلط شوید.

    از تکنیک هایتان بیش از اندازه استفاده نکنید؛ صدایتان به تنهایی هم بسیار زیباست!

 

سخن پایانی:

 

تمام تلاشمان در این نوشتار بر این بود که راه را برای علاقه مندان به آواز هموارتر کنیم و در این مسیر پر از شگفتی، همراه شان باشیم. البته که در دنیای پر از خلاقیت امروزسبک های متنوع و پرشماری برای هر عرصه ی هنری وجود دارد و ژانرهای آواز هم محدود به آن چه که گفته شد نیست. امید که در این سفر هیجان انگیز موفق باشید

برچسب: آموزش آنلاین ,آموزش آنلاین آواز,آموزش آواز,ماژورین, نویسنده: majorin تاريخ: پنجشنبه 20 خرداد 1400 ساعت: 19:22

 

یکی از سرگرمی هایی که باعث پرورش استعداد .کودکان می شود هنر است. نواختن ساز باعث این میشود که حتی در درس ها هم به کودکان کمک میکند. موسیقی باعث پرورش فیزیکی و اجتماعی کودکان میشود .ما در این مقاله به شما میگوییم که کدام ساز ها برای فرزندان شما مناسب می باشد تا با یاد گیری از آن بتوانند بعد ها آهنگسازان یا نوازنده های مطرحی بشوند.

ملاک های انتخاب ساز برای کودکان چیست؟

 

یادگیری ساز برای کودکان دارای فواید و مزایای زیادی است. اما نکته ای که باید به آن توجه کنید این است که زمانی که کودک یادگیری سازی را شروع می کند، زمان زیادی از روز خود را باید صرف تمرین و یادگیری کند؛ بنابراین در انتخاب ساز برای کودک خود باید به نکات زیادی توجه کنید.

مهم ترین مسئله در انتخاب ساز، علاقه کودک به صدا و نواختن یک ساز است. به دلیل این که برای آموختن ساز باید تمرین مداوم کند و در صورت عدم علاقه کودک به سازی که در حال یادگیری آن است، کیفیت یادگیری او کاهش می یابد.

از جمله نکات مهمی که برای انتخاب ساز کودک خود باید به آن ها توجه کنید، می توان به موارد زیر اشاره کرد:

 

سن کودک

 

درصورتی که سن کودک شما زیر ۶ سال باشد، حساسیت در انتخاب ساز بیشتر می شود زیرا باید توجه داشت که کودک شما دلیل یادگیری آن ساز و یا اصول موسیقی را درک می کند یا خیر. از مناسب ترین سازها برای آموزش به کودکان زیر ۶ سال می توان ویولن و پیانو را نام برد.

این دو ساز درکی پایه ای از دنیای موسیقی به کودک داده و در صورت انتخاب یکی از این دو ساز، اگر در زمان دیگری به ساز جدیدی علاقه پیدا کردند، به راحتی می توانند آن ساز را به عنوان ساز دوم خود فرا بگیرند. زیرا ویولن و پیانو سازهایی منعطف هستند و علاوه بر این، اندازه آن ها به خصوص ویولن برای اندام کودکان و محدودیت جسمی آن ها مناسب تر است.

 

علاقه فرزند 

 

برای پیدا کردن علاقه کودکتان، می توانید از نوازندگان سازهای مختلف بخواهید قطعه ای را برای آن ها اجرا کنند و یا قطعاتی از تک نوازی سازهای مختلف را برایشان پخش کنید و ببینید که کودک شما با صدای کدام ساز ارتباط بهتری برقرار می کند. همچنین می توانید درمورد سبک های مختلف موسیقی و انواع سازها با کودک خود صحبت کنید تا از این طریق متوجه شوید او به چه سازی بیشتر علاقه دارد.

 

توانایی جسمی کودک

 

برخی از سازها، مانند سازهای بادی مناسب کودکان زیر ۵ سال نیست؛ بنابراین هر چه سن کودک شما بیشتر می شود، تنوع انتخاب ساز نیز برای شما افزایش پیدا می کند. برای کودکان با سنین پایین سازهایی مانند بلز، ارف و ویولن پیشنهاد می شود.

 

آمادگی فراگیری موسیقی

 

از نظر بسیاری از اساتید موسیقی، درصورتی که کودک خود را در زمان زودتر از آن چیزی که باید به کلاس های موسیقی بفرستید، امکان دلزدگی و کور شدن استعداد آن ها برای همیشه وجود دارد. و کودک به دلیل سن پایینش  در صورت روبه رو شدن با سختی های یادگیری ساز ناامید می شود. اکثر کودکانی که در سن زیر ۸ سال به کلاس های آموزش موسیقی با سازهای جدی فرستاده می شوند، با ناامیدی و کاهش اعتمادبه نفس مواجه می شوند.

 

معرفی بهترین سازها برای آموزش به کودکان

 

از جمله سازهای محبوب در بین کودکان می توان به موارد زیر اشاره کرد:

 

پیانو و کیبورد

 

پیانو و کیبورد از محبوب ترین سازها در بین کودکان هستند. پیانو سازی است که حدود ۳۰۰ سال قدمت داشته و جزو مشهورترین و محبوب ترین سازهای دنیا به شمار می آید. یادگیری پیانو برای کودکان علاوه بر افزایش تمرکز و مهارت، باعث شکوفا شدن استعدادهای دیگر و ایجاد فرصت های جذاب برای آن ها می شود.

 گیتار

 

گیتار یکی از پرطرفدارترین سازها نه تنها بین کودکان بلکه بین تمامی سنین جامعه است. به خصوص برای نوجوانان، یادگیری گیتار باعث می شود تا زمینه مناسبی جهت یادگیری انواع سبک ها ایجاد شود. همچنین گیتار در مراحل ابتدایی یادگیری چندان سختی ندارد.

 

ویولن

 

ویولن سازی است که تقریباً همه آن را دوست دارند. البته یادگیری آن کمی زمان می برد. اما درصورتی که کودک از سن پایین شروع به یادگیری پیوسته آن کند، می تواند هرچه زودتر به خوبی آن را بنوازد. بهترین زمان برای یادگیری ویولن پیش از وارد شدن به دوره ی نوجوانی است.

 

کاخن

 

کاخن سازی است سبک که به راحتی حمل می شود. کاخن را هم با دست و هم با چوب می توان نواخت و با تغییر جایگاه ضربه صداهای متفاوتی ایجاد می شود. همچنین کاخن نسبت به سازهای دیگر دارای قیمت مناسب تری است.

 

ساکسیفون

 

ساکسیفون شاید در نگاه اول برای کودکان سنگین به نظر برسد، ولی این ساز در اندازه های مختلفی برای گروه های سنی متفاوتی ساخته شده است. به طور مثال گروه های سنی ۷ یا ۸ سال می توانند از ساکسیفون آلتو استفاده کنند. درصورتی که کودک شما علاقه به هم نوازی با نوازندگان دیگر داشته باشد، این ساز شروع مناسبی برای او است.

 

تنبک

 

یکی از سازهای کوبه ای ایرانی، تنبک است. این ساز نیز در اندازه های مختلفی ساخته شده و یکی از بهترین سازهای کوبه ای برای کودکان زیر ۶ سال نیز به شمار می آید. برای دریافت مهارت کافی در نواختن تنبک، باید روزانه تمرین زیادی انجام داد. ساز تنبک نیز مانند سایر سازها در قیمت های مختلفی موجود است.

 

درامز

 

درامز برای کودکانی مناسب است که به دنبال تخلیه انرژی و ایجاد صدا هستند. این ساز هیچ گاه تکراری نشده و برای ارتقای سلامت فیزیکی، روحی و ذهنی کودکان و نوجوانان بسیار مناسب است.

 

سنتور

 

یکی دیگر از سازهای زهی مضرابی سنتور است که در بسیاری از کشورها آموزش داده می شود. دوره مقدماتی سنتور برای کودکان باتوجه به مقدار تمرینی که انجام دهند، حدود ۸ تا ۹ ماه زمان می برد.

 

سخن پایانی

 

در این مقاله بهترین سازها برای آموزش به کودکان معرفی شد. با همه این ها باید توجه کنید که کودک شما خودش چه سازی را انتخاب می کند. باتوجه به راهکارهایی که در این مطلب آموزش داده شد، می توانید متوجه شوید که فرزندتان به چه نوع سازی علاقه دارد.

باید بگذارید کودک خودش متناسب با علایق و توانمندی های خود، ساز مناسب خود را انتخاب کرده و همان را تا آخر ادامه دهد. سازهایی که در این مقاله معرفی شد، برای کودکان از ۴ تا ۶ سال مناسب هستند.

 

برچسب: نویسنده: majorin تاريخ: يکشنبه 9 خرداد 1400 ساعت: 20:54

 

از زمانی که انسان وجود داشته موسیقی یکی از تفریحات سرگرمی کننده او بوده است و هر موقع که احوالات انسان خراب می شده موسیقی یکی از راه های ارضا کننده روح بوده است.موسیقی یک امر ثابت است و فقط در سبک های موسیقی اختلاف سلیقه وجود دارد که با توجه به پیچیدگی ذات انسان یک امر کاملاً طبیعی می باشد.در دنیای موسیقی همه ساز ها برای این به وجود آمده تا بتواند بخشی از حالات انسان را بیان کند.

ما در این مقاله می خواهیم به  بررسی ساز کاخن بپردازیم.

تاریخچه ی ساز

 

شاید بتوانیم  بگوییم که این ساز یکی از جالب ترین تاریخچه ها را میان بقیه ی سازها دارد. ریشه ی این ساز به کشور پرو برمی گردد و توسط برده های این کشور ساخته شده است. زمانی که کشور پرو تحت استعمار اسپانیا قرار گرفته بود بردگان این کشور از نواختن هرگونه ساز کوبه ای منع شده بودند، و این برای مردم کشور پرو که بسیار علاقمند به موسیقی هستند واقعا سخت بود،  به همین دلیل برده های پرویی  تصمیم گرفتند که با ساختن ابزارهای بسیار ساده ی موسیقی دوباره این هنر را در وجودشان زنده کنند. آنها در ابتدا چوب های بلا استفاده را جمع آوری كرده و از آنها جعبه هایی را ساختند که با آن صداهایی خوش آوا متناسب با آهنگ های سنتیشان تولید می کردند. کاخن همچون چراغ و نوری در دوره ی وحشتناک استعمار در پرو می باشد، چراغی که این مردم را دور هم جمع می کرد و استقلال و امید را دقایقی به آنها هدیه می داد. حقایق تاریخی همچنین می گویند که هدف از ایجاد کاخن همراهی با رقص های فرهنگی پرو است که به تاندرو و زاماکوکا معروف هستند.

یکی از جذاب ترین نکات درباره کاخن این است که از آن می توان در انواع سبک ها مانند راک و پاپ در کنار سازهای دیگر استفاده کرد. در کلیسای کاتولیک از کاخن برای همراهی آوازهای مذهبی در جشن های مذهبی استفاده می شود اما در چنین مراسم هایی کاخن همیشه با سازهای دیگری مانند گیتار و ارگ هم نوایی می کند. کاخن قادر است که به چنین ملودی های مذهبی زندگی و شور ببخشد و به دلیل انعطاف پذیری اش کاملا با آهنگ های  گیتار و ارگ سازگار است.

در حال حاضر، نوازندگان به ترکیب این ساز با سازهای دیگر علاقه مندند و این را می توان در طی بسیاری از کنسرت هاو نمایش های هنری موسیقی ، مشاهده کرد. همچنین در اکثر کنسرت های ارکسترنیز  کاخن حضور دارد.

اگر بخواهیم به نحوه نواختن ساز کاخن نگاه کنیم متوجه می شویم که نواختن این ساز نسبتا  آسان است؛به این صورت  که باید از هر دو دست خود برای ضربه زدن به ساز استفاده کنیم و از دست قویترمان برای ضربه زدن به بیس و ایجاد ریتم مورد نظر استفاده کنیم.

 

 حقایق جالب کاخن

 

·        کلمه «cajon» به معنی «جعبه یا دِراور است»

·        کاخن به عنوان یک ساز کوبه ای در نظر گرفته می شود و معمولا دارای طول ۱۸ اینچ و عرض و عمق ۱۲ اینچ است.

·        کاخن دارای شش وجه است و وجه جلویی آن از چوب نازک تری نسبت به پنج وجه دیگر تشکیل شده است. این قسمت جلویی نازک تر با نام سرِ ساز شناخته می شود.

·        کاخن های مدرن دارای پایه هایی هستند که  اغلب از پلاستیک ساخته شده است و در قسمت بالایی ساز  پیچ هایی برای تنظیم صدا وجود دارد.

·        صدای باس با ضربه زدن به مرکز صفحه جلویی یا سر ساز حاصل می شود و با ضربه نزدیک تر به بالای سطح سر، صدای بالاتری به دست می آید.

·        وقتی نوازنده روی کاخن می نشیند، هنگام نواختن را کمی کج می کنند. برخی از نوازندگان به سایر سطوح کاخن نیز ضربه می زنند تا صداهای متفاوتی نسبت به صداهایی که از ضربه زدن به جلو یا سر ساز تولید کنند.

·        کاخن ساز محبوب اسپانیا، فیلیپین و قاره آمریکا است.

·        کاخن یک ابزار محبوب در سبک های موسیقی مختلف از جمله رومبا کوبا، فلامنکو، پرو والس، زاماکوکا و تاندرو است.

·        در موسیقی مدرن از کاخن اغلب برای همراهی گیتار آکوستیک استفاده می شود و حتی در صورت محدود بودن فضا از آن برای جایگزینی کیت های درام کامل نیز بهره می برند.

·        کاخن در حال کسب محبوبیت در انواع دیگر موسیقی از جمله جاز، فانک، راک، پاپ و بلوز است.

·        موسیقی محلی ایرلند استفاده از کاخن را در بیشتر موسیقی های خود پذیرفته است.

·        دست ها تنها ابزار برای ضربه به کاخن نیستند. نوازندگان همچنین از برس های فلزی، برس پلاستیکی، چوب، پتک و برخی از پدال درام نیز استفاده می کنند.

·        کاخن همچنین می تواند در یک ارکستر به عنوان بخشی از موسیقی کلاسیک اجرا شود.

·        نوازندگان معروف کاخن عبارتند از: روبن دانتاس (موسیقی فلامنکو دهه 70)، ماریو کورتس (فلامنکو)، مایک میدوز (نوازنده سازهای کوبه ای و درامر)، استیون پاس سرچ Stephen Pass}}

 (سازهای کوبه ای) و نینا رودریگز (ملقب به دست های آذرخش)

·        موسسه ملی فرهنگ پرو در سال ۲۰۰۱ کاخن را به عنوان بخشی از میراث ملی این کشور اعلام کرد.

·        سازمان ایالت های آمریكا در سال ۲۰۱۴ کاخن را به عنوان «ساز پرو برای آمریكا» اعلام کرد.


 

برچسب: نویسنده: majorin تاريخ: شنبه 8 خرداد 1400 ساعت: 18:31

 

اگر علاقه به هنر دارید ممکن است با هنر نقاشی خط آشنا باشید.در هنر نقاشی خط  هنر زیبا نوشتن حروف و کلمات است. فعالیت در این رشته بیش از هر چیز مستلزم مهارت و فنون خاص است. در هنر نقاشی خط باید بدانیم که حروف را آراسته و هماهنگ بنویسیم که بایک دیگر جلوه خاصی پیدا کند.

 

انواع نقاشی خط 

 

نقاشی خط در ایران در سه دسته ی کلی قرار می گیرد:

دسته اول : آثاری که توسط نقاشان خلق می شوند و در آن ها از اشکال و پیکره ها به جای کلمات استفاده می شود.

دسته دوم : خالق این آثار خوشنویسان هستند و از تکنیک های نقاشی و طراحی بهره می برند.

دسته سوم : این نوع از نقاشی خط به وسیله ی خوشنویسان حرفه ای و با استفاده از تکنیک های قلم و مرکب استفاده می شود. از این دسته می توان به آثار میرزا غلامرضا اصفهانی و میرحسین نام برد

منشاء هنر نقاشی خط

 

نقاشی خط در واقع شیوه ای خاص در نقاشی مدرن و خوشنویسی معاصر ایران می باشد که برخی آن را تلفیقی از خوشنویسی با نقاشی و گرافیک می دانند بعضی وقتها به آن خطاشی و یا خط نقاشی نیز گفته می شود، اما هیچکدام از این تعاریف صد در صد نیستند ولی در کل می توان گفت که تمامی آثار با ترکیب بندی حروف و کلمات و ترکیب شان با نقاشی در زمره ی نقاشی خط قرار می گیرند.

این هنر در آغاز دهه ی 40 شمسی و بعد از ظهور مکتب سقاخانه پا گرفت. این مکتب اما عمر زیادی نداشت و کمتر از دو دهه به طول انجامید. تلاش های سقاخانه اما تاثیر ماندگاری بر این هنر نهاد و موجب شکل گیری جریان نقاشی خط شد.

نقاشی خط امروزه با داشتن بار و غنای تاریخی، هنری و هویت ملی، جایگاهی خاص در بین هنرهای تجسمی ایرانی پیدا کرده است و این موفقیت ها به عرصه بین الملل نیز راه یافته.

.

 

شناسایی ابزار نقاشی خط

 

مانند همه ی شاخه های هنری، نقاشی خط هم با ابزارهای متعدد و متنوعی به اجرا درمی آید؛ مانند انواع قلم مو، خودکار و جوهر. از جمله ی این ابزارها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1.              قلم های لبه پهن: استفاده از این وسیله به هنرجویان مبتدی توصیه می شود؛ چرا که کار با آن نسبت به سایر ابزارها ساده تر است. این نوع قلم در اجرای سبک عربی نیز بسیار پرکاربرد است؛ اما برای سبک های دیگر هم مورد استفاده قرار می گیرد. این ابزار خود دارای انواعی از جمله قلم آغشته و خودکار می باشد.

2.              قلم های نوک تیز: این قلم ها نسبت به فشار وارده از سمت هنرمند، انعطاف پذیر هستند و به این ترتیب این قابلیت را دارند که خطوطی نازک و هم چنین پهن رسم کنند. همین ویژگی سبب شده است که کار با این ابزار به دقت و تسلط بیشتری احتیاج داشته باشد.

3.              قلم های  فرمانروا: قلم های حاکم یا فرمانروا، همانطور که شاید از نام شان بربیاید؛ قدرت زیادی در تنظیم شکل و پهنای حروف و اشکال دارند. شما می توانید به سادگی، پهنای مورد نظر خود را با کمک گیره ی کوچکی که در کنار قلم قرار دارد؛ انتخاب و تنظیم کنید.

4.              قلم موهای نوک تیز: این وسیله دارای اشکال ، اندازه ها و طول های مختلف موی سر قلم است. این ابزار قدرت انتخاب و عملکرد زیادی به هنرمند می دهد؛ آنقدر گسترده که لقب "ابزار همه کاره" را از آن خود کرده است.

5.              قلم موی سرپهن: این نوع قلم مو برای کار با سطوحی مانند پارچه و کاغذ نازک ژاپنی بسیار مناسب است و همواره از سوی هنرمندان مورد استقبال قرار می گیرد. هم چنین می توانید برای خطاطی روی دیوار هم از آن استفاده کنید.

6.              روان نویس: روان نویس ها در انواع و اندازه های متنوع، به شما کمک می کنند تا طرح مورد نظر خود را ترسیم کنید.

7.              جوهر: جوهرها به عنوان یکی از ابزارهای نقاشی خط، در اقسام گوناگونی از جمله بر پایه ی رنگ، رنگ دانه و کربن یافت شده و مورد استفاده قرار می گیرند. در این بین اما، جوهرهای بر پایه ی کربن از ماندگاری بیش تری برخوردارند و به این ترتیب با گذشت زمان، محو نمی شوند. این در حالی است که؛ جوهرهای مبتنی بر رنگ انتخاب مناسب تری برای هنرجویان مبتدی هستند؛ چرا که رقیق اند و کار با آن ها آسان تر است.

 

جمع بندی

 

در پایان باید گفت که نقاشی خط، یک حوزه ی هنری پربار و زیباست که می توان با پشتکار، دقت و کمی ریزبینی آن را آموخت و بر فنون اش مسلط شد؛ هر چند که اگر نظر هنرجویان این عرصه را بپرسیم؛ احتمالا بر این باورند که پیشرفت در آن کمی سخت است! اما ناامید نشوید؛ اگر در خودتان، علاقه و اشتیاقی به خوشنویسی احساس می کنید؛ شاید اکنون همان زمانی باشد که مدت هاست در انتظارش بوده اید. با چند ابزار محدود و یک دوره ی آموزشی مناسب، راه خود را در این مسیر بسازید و از خطا کردن نترسید. موفق باشید!

 

 

برچسب: نویسنده: majorin تاريخ: دوشنبه 3 خرداد 1400 ساعت: 17:57

با اینکه گیتار انواع و سبک های مختلفی دارد اما هنوز که هنوزه سبک کلاسیک محبوب ترین سبک میان مردم و جوانان است.البته برای اینکه بخواهید به طور حرفه ای به موسیقی گیتار گوش دهید و آثار برترین نوازنده های این ساز را دنبال کنید، نیازی نیست نوازنده ی این ساز باشید.فقط کافی است که در ابتدا بدانید که موسیقی کلاسیک چه ویژگی هایی دارد و همچنین با برترین نوازنده های این ساز نیز آشنا شوید،  ما در این مقاله سعی بر این داریم که شما را با نه قطعه ی اصیل از این ساز آشنا کنیم که می تواند شروع خوبی برای شمایی باشد که می خواهید یک مخاطب حرفه ای باشید.

 

  

1 Asturias - Albéniz

 

با وجود اینکه این اثر پس از مرگ سازنده اش منتشر شده که پیوندی با منطقه آستوریاس در شمال اسپانیا دارد، کار آلبنیز برای گیتار ادای احترام آشکاری به سنت های فلامنکو اندلس است. تغییرات ناگهانی، پویایی و ملودی پیچیده، این اثر را به قطعه ای شیطانی برای تسلط بر گیتار تبدیل کرده است. هنگام گوش دادن به لرزش های سریع اثر، تقریباً می توانید گرمای غبارآلود یک بازار اسپانیایی را احساس کنید

 

2 Five Bagatelles - Walton

 

به هیچ وجه قطعه ای آسان برای نواختن نیست! این اثر والتون، «پنج باگاتل» (1971) یک میدان مین از ریتم های عجیب و غریب است. در دهه 1970، گیتار کلاسیک از محبوبیت فوق العاده ای برخوردار بود اما عدم وجود انجمن های اسپانیایی / لاتین در Five Bagatelles باعث شد که این اثر هرگز در قرن بیستم به شهرت خاصی نرسد.

 

3 Libertango Piazzolla

 

این تانگو که در سال 1974 در میلان ضبط و منتشر شد و تغییر سبک آهنگسازی آستور پیازولا از تانگو کلاسیک به تانگو نو را نشان می دهد. ریتم های تند و یک ملودی شیطانی، این اثر را در صف مقدم تانگو مدرن نگه داشته است.

 

4 Recuerdos de la Alhambra - Tárrega

 

Recuerdos de la Alhambra علی رغم سادگی ظاهری ملودی دلربایش، با این قطعه واقعاً تکنوازی اش را تا حد ممکن کش داده است. موقعیت های چپ دستانه مورد نیاز گیتاریست نسبتاً ناجور هستند و شامل انواع کشش های غیرمعمول می شوند. به علاوه، استفاده از ترمولو یک چالش فنی برای هر نوازنده ای است؛ اما در بهترین حالت، Recuerdos پرشور، جذاب و بسیار لطیف است.

. 

5 Bourrée in E minor Bach

 

یکی از معروف ترین قطعات در میان گیتاریست ها، «Bourrée» محبوبِ باخ، در اصل برای لوت نوشته شده است. اگرچه این اثر اسم خود را مدیون یک رقص فرانسوی است، اما باخ به هیچ وجه Bourrée را برای رقصیدن ننوشته بود. با این حال، سرعت نرم آن و تغییرات اثر از مینور به ماژور در آخرین آکورد هر ورس، احساس شگفت انگیزی را به این اثر می بخشد.

 

6 Guitar concerto in D Vivaldi

 

این کنسرتو باروک فوق العاده، در ابتدا برای لوت ساخته شد، اما بازنویسی آن برای گیتار نیز به همان اندازه دوست داشتنی است. اگرچه ویوالدی بیشتر عمر خود را در ونیز گذرانده است، اما این کنسرتو را در سفرش به دور دنیا نوشت. این اثر در بوهمیا نوشته شده است و سه حرکت کوتاه آن هرگز در زمان حیات ویوالدی منتشر نشد. 

7 The Frog Galliard Dowland

 

گالیارد نوعی رقص رنسانس است  که در قرن شانزدهم میلادی در اروپا رایج بود و شامل پرش های زیادی می شد؛ اما آنچه در مورد این رقص غیرمعمول است، ریتم آن می باشد که یک ویژگی غیرمعمول برای آهنگسازان انگلیسی محسوب می شد.

هیچ فرضیه ی معتبری از اینکه چگونه قطعه ی گالیارد،  نام قورباغه را در کنار خود دید وجود ندارد، اما شایعات حاکی از آن است که این ربطی به یکی از خواستگاران ملکه الیزابت اول دارد که وی با محبت او را «قورباغه» می نامید.

 

8  Prelude No. 1 Heitor Villa-Lobos

 

بخش دوم از این این مقدمه بسیار پرشور است، اما در همان افتتاحیه شگفت انگیز و مشتاقانه است که Heitor Villa-Lobos جایگاه واقعی خود را پیدا می کند. این آهنگساز برزیلی یکی از موفق ترین آهنگسازان آمریکای لاتین در قرن بیستم بود که در آثارش با موفقیت ملودی ها و ریتم های محلی فولکلور برزیل و موسیقی کلاسیک را ترکیب می کرد. بدون شک این ترکیب منحصر به فرد از دو ژانر است، که بخش A از Prelude شماره 1 را بسیار نفیس می کند.

 

9 Cavatina Stanley Myers

 

به نظر عادلانه می آیند که تم محبوب فیلم The Deer Hunter اثر Stanley Myers را به عنوان محبوب ترین قطعه مدرن موسیقی کلاسیک گیتار بنامیم. این قطعه به طور خاص برای جان ویلیامز گیتاریست نوشته شده است (البته با آهنگساز فیلم اشتباه گرفته نشود) ، مایرز آهنگساز در سال 1970 تکه پیانو کوتاه را به یک قطعه کامل گسترش داد و آن را Cavatina نامید که در ایتالیایی به معنای یک آهنگ کوچک و ساده است.

 

منبع : سایت آموزش آنلاین ماژورین


 

برچسب: گیتار,نه قطعه کلاسیک برای گیتار,گیتار کلاسیک,آموزش آنلاین گیتار, نویسنده: majorin تاريخ: چهارشنبه 29 ارديبهشت 1400 ساعت: 17:33

!شاید دشواری زبان چینی باعث شده  که فکر کنیم ربان کره ای یکی از دشوارترین زبان ها باشد اما برخلاف تصور اکثریت مردم، زبان کره ای یکی از آسان ترین زبان های دنیا برای یادگیری است، همچنین از متن نوشتاری کره ای می توان به عنوان یکی از ساده ترین نوشتارها بین تمامی زبان های جهان نام برد.پس ما میتوانیم با کمی تلاش پای خودمان را به سرزمین های غذاهای خاص و خوشمزه و صبح های آرام باز کنیم.

ما در ادامه فرآیند یادگیری زبان کره ای را به سه مرحله ساده با نکات مفید تقسیم کرده ایم.

  

۱ لغات کره ای را فرا بگیرید

 

پس از یادگیری الفبای زبان کره ای، مرحله بعدی فراگیری لغات است. جمله معروفی وجود دارد که می گوید: شما واقعاً فقط به 500 کلمه نیاز دارید. ۵۰۰ کلمه معادل ۱۰ کلمه در هفته در یک بازه زمانی کمتر از یک سال است! شاید این جمله کمی اغراق آمیز به نظر برسد، اما واقعا امکانپذیر است. اگر از این ایده خوشتان آمد، یادگیری زبان کره ای را باهدف 10 کلمه در هفته شروع کنید.

گاهی اوقات تصمیم گیری برای یادگیری واژگان دشوار است، در اینجا است که دسته بندی های کلمات به کمک شما می آیند (به عنوان مثال کلمات مرتبط به احوال پرسی، احترام، غذا، حیوانات، صفت های رایج، حمل ونقل). شما همچنین می توانید از فرهنگ عامیانه (Pop Culture) برای فراهم سازی کلمات رایج کمک بگیرید. به عنوان مثال، با تماشای یک نمایش درام دبیرستانی می توانید زبان مربوط به بچه های مدرسه ای را فرا بگیرید، یا با گوش دادن Kpop زبان عاشقانه را.

 

نحوه تمرین Vocab

 

یکی دیگر از راه های تعامل با زبان، یادگیری کلمات مرتبط به اشیای موجود در یکی از اتاق های خانه خود است- به عنوان مثال کلمات زبان کره ای برای تمام وسایلی که معمولاً در آشپزخانه استفاده می شود (به عنوان مثال یخچال، توستر، بشقاب، کاسه و غیره).می توانید یک پرتره از ستاره محبوب K-pop خود را روی یخچال خود بچسبانید تا یادآوری شود هنگام استفاده از وسایل آشپزخانه، نام کره ای شان را بگویید. از دیگر ایده های آشپزخانه قرار دادن آهن ربا یا کارت پستال سوغاتی  کره بر روی یخچال، خوردن خوراکی های کره ای یا حتی نوشتن نام هر وسیله آشپزخانه بر روی تکه کاغذی با Hangul و قرار دادن آن کاغذها بر روی آن وسایل است.

ایجاد عادت های کوچکی از این قبیل راهی عالی برای تمرین مغز شما بدون نیاز به تلاش بیش ازاندازه است؛ و هرچه بیشتر بتوانید با تمرکز بیشتر بر هر آنچه زبان یا فرهنگ کره ای را برای شما جالب می کندعامل سرگرمی را افزایش دهید، تلاش کمتری برای تمرین  لازم خواهید داشت.

 

۲. Hangul را یاد بگیرید

 

اولین قدم برای یادگیری کره ای Hangul یا همان الفبای زبان کره ای است. اگر می خواهید به طورجدی این زبان را دنبال کنید، باید توانایی خواندن را در این زبان بدست آورید. الفبای زبان کره ای دارای 24 حرف است: 14 صامت و 10 مصوت.

خوشبختانه، Hangul الفبای بسیار آسانی است. وقتی که برای اولین بار به این الفبا نگاه می کنید، نمی توانید از آن سر در بیاورید؛ اما هنگامی که منطق و سادگی آن در تولید کلمات را بیاموزید، در یک بعدازظهر به کل الفبا مسلط خواهید شد!

Hangul یک الفبای جادویی است زیرا حروف نمادین هستند و صامت ها در واقع نمودارهای بسیار ساده ای از شکل دهان برای بیان هر صدا می باشند.

مصوت ها از سه علامت تشکیل شده اند: یک نقطه به نمایندگی از خورشید (به صورت نوشته شده -)، یک خط افقی (ㅡ) به نمایندگی از زمین و یک خط عمودی (|) به نمایندگی از انسان ها که زمین و خورشید را به هم متصل می کنند.

 

نحوه تمرین Hangul

 

بسته به برنامه شخصی خود، باید بتوانید Hangul را طی چند هفته (کمتر!) یاد بگیرید. شما می توانید فرآیند یادگیری زبان کره ای را با بررسی تمامی حروف در کنار یکدیگر و سپس تقسیم آن ها به بخش های مختلفی به منظور به خاطر سپردن آن ها آغاز کنید.

یکی از راه های یادگیری زبان کره ای این است که یک هفته را صرف یادگیری هشت مصوت ابتدایی کنید و سپس یک هفته دیگر برای تمرین صدای Y و ترکیب های مصوت آن وقت بگذارید. سپس می توانید به سراغ حروف بی صدا بروید و دوباره آن ها را به گروه های تقریباً هشت حرفی تقسیم کنید. به این ترتیب، با صرف ده دقیقه در روز (به طور متوسط) به مرور می توانید Hangul را در مدت کمتر از دو هفته بخوانید.

هنگامی که حروف جداگانه را کاملاً فرا گرفتید، خواندن کلمات به طرز شگفت آوری راحت می شود. هرچه بیشتر بخوانید (حتی اگر یک کلمه از آنچه که می خوانید را نمی توانید درک کنید!)، سرعت خواندن شما بسیار بهبود می یابد. شما می توانید در بیشتر اوقات از طریق رسانه های اجتماعی، به ویژه با دنبال کردن اشخاص کره ای موردعلاقه تان در توییتر و اینستاگرام به تقویت مهارت خواندن خود بپردازید، به خصوص با توجه به این نکته که  متون به اشتراک گذاشته شده در این رسانه ها بسیار کوتاه هستند.

 

3. بر افعال تمرکز کنید

 

یادگیری افعال رایج در زبان کره ای، سومین قدم شما برای شروع کار با این زبان است، زیرا افعال مهم ترین قسمت هر جمله کره ای هستند. درواقع، در زبان کره ای کاملاً رایج است که یک جمله را کاملاً بیان نکنید و تنها فعل آن را بگویید! به عنوان مثال، شما می توانید به راحتی بگویید «بخور» به معنای «من می خواهم غذا بخورم»، «بیایید غذا بخوریم» یا «آیا می خواهید غذا بخورید؟» و معنی هر جمله را به طورکلی می توان از زمینه گفتگو و لحن شما برداشت کرد.

به افعال پرکاربرد در انگلیسی و هر زبان دیگری که بلد هستید فکر کنید، چنین افعالی می توانند شروع خوبی باشند، برای یادگیری فهرستی از این افعال را بنویسید و آن ها را در فرهنگ لغات زبان کره ای جستجو کنید.

 

نحوه تمرین افعال

 

مانند سایر واژگان، اگر با فعل های پرکاربرد شروع کنید، می توانید به جای فارسی از کلمات کره ای استفاده کنید. به عنوان مثال، شما می توانید به جای استفاده از فعل «بریم»، از کلمه کره ای가자 (کا- جا!) استفاده کنید.

همانند Hangul، عاقلانه است که هم زمان تعداد کمی از افعال را یاد بگیرید و به اندازه کافی تمرین کنید تا به خوبی بر آن ها مسلط شوید. پنج فعل جدید در روز و مرور آن ها می تواند هدفی بسیار خوب برای شروع یادگیری زبان کره ای باشد. روزانه ده تا پانزده دقیقه وقت برای فراگیری افعال جدید کافی است.

درحالی که مدت زمانی که می توانید برای مرور و حفظ کلمات زبان کره ای به حافظه بلند مدت خود صرف کنید محدودیتی ندارد، اما یک دوره کوتاه مدت (مثل 10 دقیقه) تمرین مرتب و روزانه و همچنین استفاده از فلش کارت ها می تواند نتیجه فوق العاده ای را در پی داشته باشد.

 

 

منبع : سایت آموزش آنلاین ماژورین

 

برچسب: آموزش آنلاین زبان,آموزش آنلاین,روش های موثر یادگیری زبان, نویسنده: majorin تاريخ: چهارشنبه 22 ارديبهشت 1400 ساعت: 16:53

روسیه کشوریه که با محض شنیدن اسمش یاد آب و هوای به شدت سردش و جاذبه های گردشگریش میفتیم (البته دخترای خوشگلشم جای خودشون رو دارن) روسیه یکی از وسیع ترین کشورای جهانه و جزو پرقدرت تریناش و خب قطعا چنین کشوری زبان غنی و قویی داره زبانی که حدود 258 میلیون نفر به آن یعنی  روسی صحبت می کنن؛البته ازین نکته نباید غافل شد که روسی جزو زبان های دشوار برای یادگیریه اما این چیزی از جذابیت این زبان و ادبیات شاهکار این کشور کم نمیکنه در ادامه به حقیقت های جالبی راجع به این زبان میپردازیم

 

1.     زبان فضایی:

 

جالب است بدانید که فضانوردان ملزم به یادگرفتن زبان روسی هستند؛ چرا که سیستم رایانه ای در ایستگاه فضایی بین المللی از هر دو زبان انگلیسی و روسی استفاده می کند. فضانوردانی که به ایستگاه فضایی سفر می کنند؛ باید سفینه ی سایوز را کنترل کنند که با زبان روسی کار می کند. آن ها برای سفر کردن با سایوز باید به قزاقستان نیز بروند. یک شخص روسی زبان فرماندهی فضاپیما را بر عهده دارد و همینطور بیشتر خدمه هم به این زبان صحبت می کنند.

 

2.     الفبای سیریلیک:

 

در شکل نوشتاری، زبان روسی از الفبای سیریلیک استفاده می کند. اما در حقیقت این الفبا را از یونان، در قلمروی امپراتوری بلغارستان وام گرفته است. برخی از این حروف به الفبای انگلیسی شبیه اند؛ گرچه تلفظ متفاوتی دارند.

 

3.     زبان روسی در 47 ایالت آمریکا:

 

ایالات متحده ی آمریکا یک کشور چند زبانه محسوب می شود. پس تعجبی ندارد اگر بگوییم که زبان روسی در بخش های زیادی از این کشور رواج دارد. یعنی حدود 900000 نفر در ایالاتی از جمله نیویورک، کالیفرنیا، واشنگتن، ایلینوی، نیوجرسی، پنسیلوانیا و فلوریدا روسی صحبت می کنند.

 

4.     شمار واژگان محدود:

 

زبان انگلیسی دربرگیرنده ی بیش از یک میلیون کلمه است، این در حالی است که زبان روسی تنها حدود دویست هزار واژه دارد. اما با این وجود مشکلی در بیان معانی و منظور خود ندارند. چرا که بسیاری از کلمات دارای معانی متعددی هستند و همین هم باعث شده است که آن ها فقط حدود 2500 واژه را به کار ببرند!

 

5.     تمایز دادن رنگ آبی:

 

مردم روسیه رنگ آبی را به دو گروه تقسیم می کنند؛ آّبی روشن(goluboy) و آبی تیره(siniy). مطالعات انجام شده بر تعدادی شرکت کننده ی روس و انگلیسی حاکی از آن است که روس ها در مقایسه با انگلیسی ها، سریع تر تفاوت میان طیف های مختلف رنگ آبی را متوجه می شوند. نکته ی جالب تر آن که آن ها حتی قادرند؛ تفاوت بسیار جزئی میان رنگ های آبی را نیز تشخیص دهند.

 

6.     انگلیسی زبان ها تنها ده درصد از روسی را متوجه می شوند:

 

حتی اگر روسی و انگلیسی از یک خانواده ی زبانی هم باشند؛ باز هم به زیرشاخه ها ی متفاوتی تعلق دارند و همین واقعیت بیانگر این است که چرا انگلیسی زبان ها درصد کمی از روسی را متوجه می شوند.

 

7.     فعل اسنادی "بودن" فقط در زمان های گذشته و آینده:

 

بعضی زبان ها مثل فارسی و اسپانیایی، روش های مختلفی برای بیان فعل "بودن" دارند.در حالی که زبان روسی این قابلیت را فقط در مورد زمان گذشته و آینده داراست.

 

8.     صفت های یک سیلابی:

 

بسیاری از کلمات روسی فقط یک بخش یا حتی یک حرف دارند؛ با این حال همه ی صفات دو یا چند سیلاب دارند؛ به جز" злой" به معنای عصبانی.

 

9. نام خانوادگی، تابع جنسیت:

 

نام های روسی از یک نام و نام خانوادگی به انضمام یک نام مستعار تشکیل می شوند. اما نکته ی جالب توجه آن جاست که در ساختار نام خانوادگی، نام پدر به علاوه ی یک پسوند متفاوت برای دختر و پسر قرار دارد. به این ترتیب که اگر فردی به نام ایوان، یک دختر و پسر داشته باشد؛ نام خانوادگی دخترش" ایوانوونا" و نام خانوادگی پسرش "ایوانوویچ" خواهد بود.

 

10. جای خالیِ O”":

 

در سال 1969 "ژرژ پرک"، رمانی با عنوان “disparition”نوشت. شاید بتوان گفت که عجیب ترین ویژگی این کتاب این بود که حرف e اصلا در آن وجود نداشت! هنگامی که این رمان توسط "والری کازلوف" در سال 2005 به روسی نیز ترجمه شد؛ هیچ حرف o در آن به چشم نمی خورد!

 

11. نامی عجیب برای آلمانی ها:

 

روس ها با یک عنوان عجیب از آلمانی ها یاد می کنند: "немецкий"؛ به معنی "کسی که نمی تواند صحبت کند." ریشه ی این واژه یک کلمه ی روسی به معنای "بی صدا" شناسایی شده که در بعضی موقعیت ها، معنی "احمق و بی خاصیت" هم می دهد. در ابتدا، این کلمه به همه ی خارجی هایی که روسی صحبت نمی کردند؛ اطلاق می شد. اما از آنجایی که سهم بیشتر این خارجی ها، آلمانی ها بودند؛ با گذشت زمان این عنوان تنها به آن ها اختصاص یافت و تا امروز هم همراه شان مانده است.

 

12.ضمایر حیاتی:

 

در زبان روسی، یک مرز باریک میان افعال و ضمایر رسمی و غیررسمی وجود دارد. با در نظر گرفتن این موضوع که رعایت کردن آداب و رسوم گفت و گو برای این فرهنگ بسیار مهم است؛ توصیه می شود که حتما بر این حیطه از دستور زبان مسلط باشید! ضمایر رسمی در برخوردهای اولیه و ضمایر غیر رسمی برای مکالمات دوستانه.

 

13. مراقب تاکید هایتان باشید:

 

یکی از ویژگی های زبان روسی که شاید هم کمی یادگیری آن را دشوار می کند؛ واژه های هم آوا است. به این ترتیب که دو کلمه با ظاهر یکسان، و تلفظی که تا حد زیادی مشابه است؛ با توجه به اینکه هنگام ادا شدن، بر کدام سیلاب آن ها تاکید می گذاریم؛ معنای متفاوتی دارند. مثلا، یک کلمه ی واحد هم زمان می تواند به این دو شکل معنی دهد: "من پرداخت می کنم"؛ "من گریه می کنم."

 

سخن پایانی:

 

در این نوشتار کوتاه به بررسی برخی از حقایق جالب و کم تر شنیده شده درباره زبان روسی پرداختیم. آموختن هر زبانی برای ما دری است به سوی یک جهان جدید با فرهنگی منحصر به فرد. امید داریم که در این مسیر موفق باشید.

 

منبع : سایت آموزش آنلاین ماژورین

 

برچسب: زبان روسی,آموزش آنلاین روسی,آموزش زبان , ماژورین, نویسنده: majorin تاريخ: يکشنبه 19 ارديبهشت 1400 ساعت: 18:58

برای همه ی ما پیش اومده که تو کوچه و خیابون افرادی رو دیدیم که یه گیتار تو دستشونه و مشغول نواختنش هستن و یا اصلا گیتار رو تو کیف مخصوصش قرار دادن و مشغول راه رفتن، صحبت با دوستشون و ... هستن . اما تاحالا فکر کردید که آیا تمامی این گیتارها یک نوعند یا به چند دسته تقسیم می شند؟آیا  صدا و نوع نواختن این گیتارها شبیه همه؟ اگه این سوالا براتون پیش اومده با ما تا انتهای مقاله همراه باشید.

اول از همه اینو بگم که تنوع صدا تو گیتار به قدریه که اگه بخوایم آهنگ های متفاوت از هم را بنوازیم کافیه گیتارمون رو کنار گذاشته و گیتار دیگری برداریم! یعنی ما با یکی از غنی ترین سازها از لحاظ تنوع رو به رو هستیم

مسلما برای یه نوازنده ی حرفه ای گیتار انتخاب ساز مناسب کار سختی نیست و به راحتی میتونه از بین ده ها ساز گیتار با صدای مختلف بهترینش رو برای اون قطعه و یا اجرا، انتخاب کنه اما برای یه نوازنده ای که اول راهه انتخاب ساز مناسب یکی از چالش برانگیزترین انتخاباست.

 

3 نوع گیتار الکتریک کدامند؟

سه نوع اصلی گیتارهای الکتریک بدنه تو پر، بدنه توخالی و نیمه توخالی هستند:

 

1 بدنه تو پر

این گیتارها بدنه هایی دارند که از یک قطعه چوب سخت یا (معمولاً) چند قطعه چوب به هم چسبانده تشکیل می شوند.

2 بدنه تو خالی

گیتارهای توخالی با استفاده از روش هایی مشابه روش ساخت گیتارهای صوتی ساخته می شوند. همانطور که از نامش پیداست، داخل آنها خالی است.

3 بدنه نیمه توخالی

اینها دارای یک بلوک مرکزی سخت همراه با دو طرف توخالی هستند. این مدل گیتار دارای بسیاری از مشخصات تونال گیتارهای توخالی هستند، اما به همین راحتی باز نمی شوند.

 

گیتارهای بدنه تو پر

گیتارهای الکتریک بدنه تو پر امروزی رایج ترین سبک موجود در بازار هستند.Fender اولین فروشنده عمده این نوع از گیتارها بود که بعداً به Telecaster تبدیل شد. این مدل در مقایسه با سایر سازهای الکتریکی که قبل از آن در بازار موجود بودند بسیار ساده بود اما طراحی اصلی آن هنوز در سازهای تو پر امروزی دیده می شود.

گیتارهای بدنه تو پر از قطعه چوب مسطحی ساخته می شوند که به آن تخته گفته می شود و برش دقیق آن به شکل دلخواه گیتار است. در سازهای گرانتر، این تخته یک تکه یکدست چوب است، اما بدنه بسیاری از انواع دیگر گیتار از دو یا چند قطعه از همان گونه های چوبی که بهم چسبانده شده اند ساخته می شود.

 تولید کننده ساز معمولا یک سری انتخاب های خاصی را در نظر می گیرد که طراحی کلی ساز را تعیین می کند، در حالی که روشهای مختلف بی شماری برای ساخت یک گیتار بدنه تو پر وجود دارد.

مطمئناً بدنه های عجیب گیتارهایی مانند Gibson Flying V، Ibanez Destroyer، Dean ML و Jackson Rhoads را دیده اید که ممکن است کمی فضایی به نظر برسند اما حتی این گیتارهای عجیب و غریب هم طبق همان اصول اولیه ی طراحی هر گیتار بدنه توپری ساخته شده اند. 

 

گیتار الکتریک بدنه توخالی

در دهه 1930، گیتاریست های موسیقی جاز و گروه های بزرگ به استفاده از گیتار الکترونیک روی آوردند تا بتوانند با حجم صدایی که دیگر سازهای روی صحنه تولید می کردند به رقابت بپردازند.

 سازهای الکتریک اولیه گیتارهای توخالی و بزرگی بودند که از یک صفحه قوس دار تشکیل می شدند و  به قدرت صدای خواننده نیز کمک می کرند. آنها دارای سوراخ های f برای تسهیل تقویت صدا و سوکت های ابتدایی بودند که اجازه می داد گیتار به یک سیستم تقویت خارجی متصل شود.

گیتارهای الکتریک از آن زمان تاکنون مسیری طولانی را طی کرده اند و امروزه دارای طراحی های مختلفی هستند؛ اما هنوز هم می توانید جعبه های بزرگ جاز بدنه توخالی را پیدا کنید که صدایی همانند همان گیتارهای قدیمی دارند. چنین گیتارهایی بیشترین استفاده را برای نوازندگان جازی دارند که به دنبال صدایی گرم و چوبی هستند. البته، این فناوری در طی هشتاد سال گذشته بسیار پیشرفت کرده است، اما این سازها هنوز هم همان حس و حال قدیمی خود را حفظ کرده اند. از این سازها به عنوان نیمه آکوستیک  نیز یاد می شود.اما این گیتارها یک مشکل اساسی دارند؛ با افزایش صدا، گیتارهای توخالی به انعکاس حساس می شوند. به همین خاطر بود که گیتارهای بدنه نیمه توخالی برای رفع این مشکل طراحی شدند و تا حدی به حل آن کمک کردند.

 

گیتارهای بدنه نیمه توخالی

طرح های نیمه توخالی مشابه گیتارهای بدنه توخالی هستند اما به طور معمول بدنه های نازک تری دارند که در داخل آن یک بلوک چوبی مرکزی قرارمی گیرد و کمک می کند تا بازخورد گیتار را کنترل کنید در حالی که برخی از مشخصات تونال مشابه یک بدنه توخالی را به ساز می دهند. این نوع گیتار تقریباً در هر ژانر موسیقی، به استثنای متال سنگین، با موفقیت استفاده شده است.

گیبسون ES-335 نمونه ای از یک طرح نیمه توخالی است که برای اولین بار در سال 1958 ظاهر شد و تا به امروز محبوبیت دارد. بسیاری از سازندگان از الگوهای اولیه این ساز پیروی می کنند، اما نسخه های دیگری از گیتارهای بدنه نیمه تو خالی نیز وجود دارد.

به عنوان مثال، Fender Thinline Telecaster یک گیتار نیمه توخالی است که خیلی بزرگتر از یک Telecaster استاندارد نیست، اما از یک ساختار نیمه توخالی با حفره های f برخوردار است. برای بسیاری از نوازندگان این گیتار ترکیبی از بهترین خصوصیات این دو نوع مختلف از گیتارهای الکتریک است.

 

منبع : سایت آموزش آنلاین ماژورین

 



 

برچسب: آموزش آنلاین,آموزش آموزش آنلاین موسیقی,آموزش آنلاین ساز گیتار,گیتار الکترونیک, نویسنده: majorin تاريخ: دوشنبه 13 ارديبهشت 1400 ساعت: 16:58

 

!زبان فرانسوی را بیشتر بشناسید

 

مطمعنم شماهم مثل من با گوش دادن به أهنگ فرانسوی و یا دیدن یک فیلم ازین کشور شیفته ی این زبان شدید و یادگیری این زبان رو تو برنامه ی زندگیتان قرار دادید.کاملا هم  طبیعیه چون این زبان علاوه برا آوای دلنشین و ادبیات غنیی که داره پر از رمز و رازه که در مقاله به توضیحش می پردازیم

 

 

وجود زبان دیگری پیش از فرانسوی

 

پیش از زبان فرانسوی، زبان لاتین در بین مردم این کشور رایج بوده است. همچنین زبان رومی مشتقی از زبان لاتین است و زبان فرانسوی نیز در ابتدا رومی بوده است. در عصر آهن، فرانسه بخشی از منطقه گیل بوده که ساکنین آن به زبان لاتین صحبت می کردند.

اکثر بومیان این منطقه، تا قبل از انقلاب فرانسه، به زبان فرانسوی صحبت نمی کردند. در قرن ۱۷ آکادمی زبان فرانسه به وجود آمد که باعث توسعه زبان فرانسه شد. در مناطق مختلف کشور،  زبان فرانسوی با لهجه ها و گویش های محلی مختلفی صحبت می شد. این مسئله موجب عدم توانایی ارتباط بومی ها با بومی های مناطق دیگر شد. بعد از انقلاب فرانسه، با مداخله مستقیم دولت، تصمیم بر این شد که زبان فرانسوی به زبان رسمی این کشور تبدیل شود.

 

زبان فرانسه زبان رسمی 29 کشور دنیا

 

زبان بومی بسیاری از کشورهای مستقل در سراسر دنیا همچون کانادا، بلژیک، سنگال، جیبوتی و سوئیس،  فرانسه است. همچنین ساکنین کشورهای ماداگاسکار و وانواتو نیز به زبان فرانسوی صحبت می کنند.

گسترش استعمار امپراتوری فرانسه در قرون ۱۷ تا ۲۰ میلادی از اروپا به آمریکا و آفریقا و حوزه دریای کارائیب، مهم ترین دلیل تبدیل زبان فرانسوی به زبان رسمی مردم این کشورها است.

زبان فرانسوی در نقاط مختلف جهان ارزش و اهمیت زیادی دارد و در بسیاری از قراردادهای بین المللی و دیپلماتیک، در کنار زبان انگلیسی از این زبان به عنوان زبانی مهم استفاده می شود. نکته دیگر آن که در حدود ۲۰۰ میلیون نفر در کل جهان، به این زبان صحبت می کنند.

 

تأثیرگذاری زبان فرانسوی بر زبان انگلیسی

 

بعد از فتح نورمنان انگلیس، زبان فرانسه به زبان اشرافی و اداری تبدیل شد و این موضوع سبب راه یافتن بسیاری از عبارات و واژه های فرانسوی به زبان انگلیسی شد. در طول قرن ها، زبان فرانسوی تأثیر زیادی بر زبان انگلیسی گذاشت و همین عامل باعث شد تا امروزه ریشه ۴۵ درصد از کلمات انگلیسی از زبان فرانسوی باشد!

 

همسایگان بومی فرانسوی در آمریکا

 

تعداد زیادی از فرانسوی زبانان، ساکن قاره آمریکا هستند. نکته قابل توجه در این مورد این است که زبان اکثر ساکنین لوییزیانا که یکی ازایالت های جنوبی آمریکا است، گویشی از فرانسوی می باشد. همچنین ایالت هایی مثل میشیگان، داکوتای شمالی، ورمنت، ماساچوست و میسوری نیز به زبان فرانسوی صحبت می کنند.

فرانسوی ها اولین اروپایی هایی بودند که پا به این مناطق از آمریکا گذاشتند و به همین علت بعضی از بومیان این مناطق به فرانسه صحبت می کنند.

همچنین به دلیل قرارگرفتن کانادا در شمال ایالت نیوانگلند، زبان مردم این منطقه نیز مشتقی از فرانسوی و کانادایی است.

 

 

تلفظ متفاوت کلمات در گویش های مختلف

 

لهجه و گویش های مختلفی برای زبان فرانسوی وجود دارد. حتی در کشور فرانسه نیز این گویش ها مختلف است. این موضوع به وضوح به ما نشان می دهد که این زبان زنده مرتب درحال رشد و تغییر است. اما باید بدانید که پاریسی ها دارای گویشی خاص در بین دیگر افراد فرانسوی زبان هستند.

در کل جهان لهجه و گویش فرانسوی به ۳ دسته کلی تقسیم می شود:

۱- اروپایی ۲- کانادایی ۳- آفریقایی

 

هیچ کلمه اصلی فرانسوی حرف W ندارد

 

حرفw  از زبانهای دیگر وارد زبان فرانسوی شده و ریشه فرانسوی ندارد؛ بنابراین کلماتی که در فرانسوی دارای حرف w هستند، ریشه فرانسوی نداشته و در قرن نوزدهم از کشورهای مجاور و به دلیل نفوذ آن همسایه ها به زبان فرانسه، به الفبا اضافه شده و این حرف بنابر تاثیری که از هر زبان گرفته با همان آوا در فرانسه تلفظ می شود. مثلا در آلمانی w صدای v می دهد و در فرانسه می گوییم vagɔ̃/ wagon/ در صورتیکه week-end از انگلیسی اومده و /wikɛnd/ تلفظ می شود. به همین ترتیب ، لغاتی که در زبان فرانسوی با حرف W آغاز می شوند، گاهی با تغییر روبه رو می شوند و V جای آن را می گیرد.

 

زبان بسیاری از داستانهای مشهور فرانسوی است

 

بسیاری از نویسندگان  بزرگ جهان که آثار ماندگاری منتشر کرده اند، فرانسوی زبان بوده اند و آثار ادبی آنها نیز به زبان فرانسوی نگاشته شده است. از بین آثار این نویسندگان مشهور می توان به داستان کنت مونت کریستو اثر الکساندر دوما و داستان بینوایان اثر ویکتور هوگو اشاره کرد.

 

 

حرف E رایج ترین و پرتکرارترین حرف در زبان فرانسوی

 

بر اساس تحقیقاتی که توسط زبان شناسان انجام شده است، پرتکرارترین و رایج ترین حرف در زبان فرانسوی، حرف E است. اکثر لغات این زبان، این حرف را در خود دارند. می توان گفت این حرف یکی از حروف اصلی و پرکاربرد در زبان فرانسوی است.

حرفی که هرگز خوانده نمی شود!

حرف h هیچگاه در فرانسه خوانده نمی شود مگر اینکه در کنار c قرار بگیرد. حرف z خوانده می شود مگر آنکه آخر کلمه قرار گیرد که در این صورت خیلی از حروف دیگه هم در آخر کلمات خوانده می شوند مثل d، t، s، x...

 

منبع : سایت آموزش آنلاین ماژورین

 

برچسب: آموزش آنلاین زبان فرانسوی,آموزش آنلاین,آموزش آنلاین زبان,فرانسوی, نویسنده: majorin تاريخ: شنبه 4 ارديبهشت 1400 ساعت: 18:06

 

ارکستر شامل یک رهبر ارکستر که قلب ارکستر است و گروهی از نوازندگان می باشد و شمار نوازندگان معمولا بین ۶۵ تا ۱۱۰ نوازنده است

 

 

نامگذاری ارکسترها

 

نامگذاری هر ارکستری معمولا براساس نوع قرارگیری و تعداد سازها در آن انجام می شود. به طور مثال، بزرگ ترین نوع ارکستر، یعنی ارکستر سمفونی ، به معنی این است که در آن از کلیه گروه های سازی و تقریبا تمام سازهای موسیقی کلاسیک غربی مورد استفاده قرار گرفته شده است.

در مقابل، در ارکسترهای کوچک تر، تنها بخشی از سازهای موسیقی کلاسیک وجود دارد و آن را با نام ها متفاوتی می شناسند؛ ازجمله این ارکسترها می توان به ارکستر مجلسی اشاره کرد که به ارکستری می گویند که در آن از سازهایی مثل زهیِ آرشه ای، سازهای بادی چوبی و سازهای کوبه ای و سازهای کلیدی مثل پیانو استفاده می شود.

برخی از عنوان های ارکسترها اشاره به سازهای به کار رفته یا نقش سازها در این اکستر ندارد. بعضی از نامگذاری ها، فقط جهت تشخیص ارکسترها مختلف در منطقه ای یا شهری انجام می شود. به طور مثال، ارکستر فیلارمونیک به طور معمول از جانب انجمن دوستداران موسیقی در هر شهر پشتیبانی مالی می شود. این انجمن به انجمن فیلارمونیک مشهور است.

اغلب در این ارکسترها نوازندگان خبره و چیره دست هر شهر فعالیت می کنند. البته ازنظر سازی ساختار ارکستر فیلارمونیک به صورت ارکستر بزرگ یا سمفونیک است. مثل ارکستر فیلارمونیک برلین و ارکستر فیلارمونیک لندن

 

 

تاریخچه ارکستر

 

گروه های موسیقی یا همان ارکسترها در حدود سال های ۱۶۰۰ به وجود آمدند. ارکستر اجرای اپرای ارفئو از ساخته های کلودیو مونته وردی را می توان برجسته ترین و بارزترین نمونه ارکسترهای پیشین دانست. همچنین ژان باپتیست لولی، آهنگساز فرانسوی در اواخر قرن ۱۷ ارکستری برای بارگاه سلطنتی ترتیب داد.

پس از آن در قرن ۱۸ آهنگسازی به نام یوهان استامیتز به همراه آهنگسازان دیگر در مکتب مانهایم که در آن زمان شناخته شده بود، اولین قدم ها را برای آهنگسازی های اولیه برای ارکستر سمفونی مدرن برداشتند. در آن ارکستر، هر موسیقی مشتکل از ۴ قطعه برای ترکیب سازهای مختلف می شد. از جمله:

·    بادی های چوبی (فلوت، ابوا و فاگوت)

·    بادی های برنجی (فرنچ هورن، ترومپت)

·    کوبه ای ها (۲ تیمپانی)

·    زهی (ویولن های اول و دوم، ویولا، ویولون سل و کنترباس)

در آن دوره همچنین ساز کلارینت در ارکستر پذیرفته شد و سازهای اصلی دوره های پیشین مثل هارپسیکورد، لوت و لوت باس، با گذشت زمان از یادها رفتند. پربارترین دوره ارکستر را می توان قرن ۱۹ دانست. در آن دوره بادی های چوبی از دو عدد به ۳ یا ۴ عدد رسیدند و همچنین بادی های برنجی گروه خود را  با ترومپت سوم، هورن سوم و چهارم و اضافه شدن ترومبون تکمیل کردند.

تاریخ ارکستر سمفونیک از دوره کلاسیک تا کنون، تغییر و تحولات زیادی را داشته و سازهای ارکستر سمفونیک همراه با  دانش ارکستراسیون رو به تکامل رفته اند.

 

سازبندی در ارکستر

 

در هر ارکستری با توجه به نیاز آن، سازبندی متفاوت است. چینش تابعی هر ارکستری از پارتیتور توسط آهنگساز نوشته می شود و در هنگام تنظیم مجدد آن تغییراتی نیز در آن اعمال می شود. سازبندی هر ارکستر به دسته های زیر تقسیم می شود:

·    سازهای بادی چوبی

·    سازهای بادی برنجی

·    سازهای کوبه ائی

·    سازهای زهی

·    سازهای کلیدی

 

سازبندی در ارکستر سمفونیک

 

در ارکستر سمفونیک ۴ گروه کر وجود دارد. سازهایی که در ارکستر سمفونیک استفاده می شوند، در ۳ دسته کلی قرار می گیرند:

ضربات: سازهایی که با ضربه زدن به آن صدا ایجاد می کنند.

رشته ها: سازهایی که با لرزش سیم ها صدا ایجاد می کنند.

بادی: سازهایی که با دمیدن به داخل آن صدا ایجاد می کنند. ( که خود به دو دسته برنجی و بادی چوبی تقسیم می شوند.)

 

سازبندی ارکستر موسیقی کلاسیک

 

دسته بندی کلی که طبق نوع ساز در ترکیب بندی یک ارکستر قرار دارند به این شکل است که رهبر ارکستر در سمت چپ، گروه ویولن های اول و دوم و در کنار ویولن ها ویولاها و در کنار آن ها ویولنسل ها هستند. قسمت جلوی ارکستر نیز در معمولا سازهای زهی وجود دارد.

در برخی از مواقع، در سمت چپ رهبر و در جلوی ویولن های گروه اول، سازهای تکنواز و کنسرتوها قرار دارند که با توجه به کنسرتوی موردنظر، سازهای مختلفی می تواند باشد. گروه سازهای بادی در ردیف بعد قرار می گیرند و کنترباس ها نیز در کنار آن ها هستند. در ردیف انتهایی نیز سازهای کوبه ای قرار می گیرند.

این مدل سازمان دهی و نظم باعث فراهم شدن یک گونه استاندارد می شود که به واسطه آن رهبر ارکستر از طریق اشارات قراردادی که خودش تنظیم کرده، هر گروه سازی را در زمان نواختن مطلع می سازد.

 

سازهای مهم ارکستر سمفونیک

 

سازهایی که در ارکستر سمفونیک غربی حضور ثابت دارند را سازهای ارکستر سمفونیک می گویند. هرکدام از این سازها نقش خاص خود را در ارکستر ایفا می کنند. نوازندگان هرکدام از این سازها نیز در محل های خاص بر روی سن ارکستر نشسته و ساز خود را می نوازند.

علاوه بر سازهایی که ذکر شد، در برخی از موارد، سازهای دیگری هم در بین سازهای ارکستر سمفونیک هستند که حضور ثابتی ندارند. علاوه بر این، در بین سازهای موجود در ارکستر، با توجه به نظر آهنگساز، بعضی از سازها در برخی آثار حضور ندارند.

در عکس زیر می توانید محل نشستن نوازندگان روی سن ارکستر را مشاهده کنید:

 

دسته بندی سازها در ارکستر

 

نام سازها و گروه بندی هرکدام در زیر دسته بندی شده اند:

سازهای زهی

ویولن، ویولا، ویولنسل (چلو)، کنترباس (دابل باس)، هارپ

سازهای بادی چوبی

فلوت، فلوت پیکولو، ابوا، کرآنگله (هورن انگلیسی)، کلارینت، کلارینت باس، فاگوت (باسون) کنترفاگوت

سازهای بادی برنجی

هورن، ترومپت، ترومبون، توبا

سازهای کوبه ای

تیمپانی، باس درام (طبل بزرگ)، ساید درام، سنج (سیمبال)، مثلث، ماریمبا، زایلوفون، وایبرافون، بلز ارکستری (کلوکن اشپیل)

 

منبع : سایت آموزش آنلاین ماژورین


 

برچسب: آموزش آنلاین,آموزش آموزش آنلاین موسیقی,آموزش آنلاین ساز قانون,ارکستر, نویسنده: majorin تاريخ: شنبه 28 فروردين 1400 ساعت: 16:47

 

انتخاب سبک عکاسی قطعا یکی از دغدغه های تمامی عکاسانی هست که میخواهند به طور حرف ای وارد این دنیا شوند و البته در همین ابتدا باید بگویم که چیزی تحت عنوان بهترین سبک عکاسی وجود ندارد و هر عکاسی باید به توجه به توانایی ها و علایقش بهترین سبک برا صرفا برای خودش انتخاب کند.و عکاس در این مسیر علاوه بر بررسی ویژگی های خود باید سبک های مختلف را بررسی و با سختیو چهارچوب های آن ها آشنا شود

در ادامه به معرفی ۹ ژانر مختلف عکاسی می پردازیم تا شما را بیشتر با انواع آن ها آشنا کنیم، به این امید که در انتخاب بهترین و جذاب ترین ژانر عکاسی کمک تان کرده باشیم.

 

عکاسی از مناظر

یکی از محبوب ترین سبک های عکاسی، عکاسی منظره می باشد که در آن همه چیز در مورد به تصویر کشیدن زیبایی طبیعت است.

اگرچه بسیاری از عکس های منظره از زاویه دید گسترده گرفته شده اند، اما فرصت های زیادی برای عکاسی عمودی از چشم انداز و حتی عکس هایی از پنجره های بسیار کوچکی از یک چشم انداز بزرگتر وجود دارد که جزئیات محیط طبیعی را برجسته می کنند.

همچنین ممکن است عکاسی از چشم انداز در دسترس ترین نوع عکاسی نیز باشد. تمام کاری که شما باید برای پیدا کردن یک سوژه انجام دهید این است که بیرون بروید!

 

عکاسی از حیات وحش

اگر عکاسی از حیات وحش را برای حرفه ای شدن انتخاب کرده اید، بی شک به سراغ یکی از سخت ترین ها رفته اید.

عکاسی از حیات وحش  فراتر از هر ژانر دیگری، نیازمند صبر است و شاید این ویژگی را هر کسی نداشته باشد. اما پاداش این صبر می تواند شگفت انگیز باشد.

شکار لحظه هایی جادویی و نفس گیر از زندگی حیوانات قطعا ارزش این صبر طولانی را خواهد داشت.

برای شروع هم لازم نیست به یک سفر دور و دراز یا قله ی کوه و جنگل های آمازون بروید، حیوانات خانگی و پرنده هایی که در پارک محل زندگی تان می بینید هم می توانند سوژه های خوبی برای عکاسی باشند.

 

عکاسی معماری

عکاسی از معماری را می توان  عکاسی از منظره های شهری تعریف کرد. از این نظر که شما به جای عکاسی از عناصر طبیعی، زیبایی سازه های انسانی را به تصویر می کشید و بررسی می کنید که آنها چگونه مناظر  شهری را تغییر داده اند.

یک طاق زیبا یا یک مجسمه در بالای ساختمان و ... همه ی اینها فرصت های زیادی هستند برای برجسته سازی شگفتی های معماری بشر.

 

عکاسی پرتره

حتی اگر عکس های سلفی  را در نظر نگیریم، پرتره به احتمال زیاد محبوب ترین سبک عکاسی در جهان است.

اما عکاسی پرتره فراتر از آن است که تنها دوربین خود را به سمت فردی برده و عکس بگیرید.

پرتره روایت گر چهره هاست. خصوصیات منحصربفردشان را برجسته می کند.

اما انواع بسیار بیشتری از عکاسی پرتره جز پرتره های انفرادی وجود دارند؛ همانند پرتره خانوادگی، عکاسی مد، عکس فارغ التحصیلی و حتی عکاسی ورزشی.

صرف نظر از نوع، برای بهترین پرتره ها، علاوه بر یادگیری انواع نور در عکاسی پرتره، باید بر تنظیمات دوربین عکاسی پرتره نیز مسلط شوید.

 

عکاسی جشن ازدواج 

ازدواج یکی از مهم ترین اتفاقات در زندگی هر فردی است، بنابراین عکس های مراسم عروسی نیز بسیار مهم است. عکاسی از مراسم عروسی را می توان پراسترس ترین ژانر عکاسی دانست.

اما عکاس مراسم عروسی بودن تنها نیازمند داشتن مهارت مناسب پشت دوربین نیست. درعوض، عکاسان عروسی باید دارای مهارت قصه گویی، حل مشکلات و روابط اجتماعی فوق العاده ای باشند.

 

عکاسی از رویداد

از کنسرت گرفته تا مهمانی های تولد، رویدادهای شرکتی تا نمایشگاه های شهری، عکاسی از رویداد طیف وسیعی از سوژه ها را در بر می گیرد.

این طیف ممکن است شامل پرتره های افراد حاضر در مراسم، غذایی که می خورند، فضای رویدادی که در آن جمع شده اند و غیره باشد.

به عبارت دیگر، عکاسی از رویداد ژانری با سرعت و چالش برانگیز است. اگر  تصمیم دارید که یک عکاس رویداد موفق شوید، بهتر است خودرا برای هر اتفاقی آماده کنید.

در نهایت، عکاسی از رویداد در واقع کمکی به افراد حاضر در مراسم است تا برای سالها از طریق عکس های شما خاطرات آن رویداد را دوباره تجربه کنند.

 

عکاسی مد

گرچه عکاسی مد در درجه اول برای مارک های تجاری و تبلیغات به وجود آمد، اما به ظهور شبکه های اجتماعی و گسترش عکسبرداری، عکاسی از مدهای  خیابانی و ترندهای روز بیشتر و بیشتر شد.

چه عکسبرداری برای یک مجله باشد یا پستی در اینستاگرام، هدف از عکاسی مد برجسته سازی لباس، آرایش و سایر لوازم جانبی مد به گونه مطلوبی برای مصرف کنندگان است.

به دلیل نیاز به نمایش تمامی این آیتم ها، بسیاری از عکسهای مد تمام قد هستند. علاوه بر این، عکاسان مد باید در زمینه نورپردازی در عکاسی خبره بوده از مهارت های پرتره پردازی خوبی برخوردار باشند.

 

عکاسی مستند

در کنار خبرنگاران عکاس، عکاسان مستند تلاش می کنند تا رویدادهای مهم خبری را به گونه ای به تصویر بکشند که به مردم کمک کند آن واقعه رخ داده را بهتر درک کرده و با آن ارتباط برقرار کنند.

عکاسی مستند بر انتقال احساسات جاری در عکس و درک آن توسط مخاطب متمرکز است.

گرچه عکاسی جنگ شناخته شده ترین ژانر عکاسی مستند است، اما بسیاری دیگر از رویدادها از جمله فعالیت های ریاست جمهوری، گردهمایی های ایالتی و جشن های ملی دیگر نیز می توانند زیر نظر یک عکاس مستند باشد. علاوه بر این، بسیاری از عکاسان مستند به سادگی به دنبال ثبت زندگی روزمره، تاریخ، فرهنگ و موارد دیگر هستند.

 

عکاسی اشیا

این سبک از عکاسی درباره تصویربرداری از اشیا است.

در بسیاری از موارد ممکن است که فقط یک یا چند شی (به عنوان مثال یک کاسه میوه) به عنوان سوژه عکس طبیعت بی جان عمل کند.

نکته اصلی برای داشتن یک تصویر موفق از زندگی طبیعی، داشتن نور عالی است که باعث تابش نور یکنواخت سوژه و در عین حال به حداقل رساندن سایه ها می شود.

اگرچه ممکن است این سبک محبوب ترین نوع عکاسی نباشد ، اما با تمرکز بر روی نور می توانید صحنه جالبی را حتی از پیش پا افتاده ترین موضوعات خلق کنید .

 

از اطلاعاتی که در این مقاله ارائه شده برای تفکر در مورد نوع عکاسی متناسب با علاقه و مهارت خود فکر استفاده کنید و از آزمایش و ترکیب سبک های مختلف نترسید!

 

منبع : سایت آموزش آنلاین ماژورین


 

برچسب: آموزش آنلاین عکاسی,آموزش عکاسی,عکاسی,عکاسی با موبایل,عکاسی با دوربین,سبک های مختلف عکاسی, نویسنده: majorin تاريخ: سه شنبه 17 فروردين 1400 ساعت: 13:48

 

جمعیت بالای کشور چین و دیگر عوامل این زبان را به یکی از پرطرفدارترین و محبوب ترین زبان ها تبدیل کرده است، در این مقاله می خواهیم شما را با حقایقی راجع به این زبان آشنا کنیم.

 

 

 

 

1 چینی یکی از سخت ترین زبان ها برای یادگیری محسوب می شود

عوامل مختلفی با هم ترکیب شده و زبان چینی را به یکی از سخت ترین زبان ها برای  یادگیری تبدیل می کند. با یک سیستم نوشتاری متفاوت، دستور زبان متفاوت و حتی سبک تلفظ و صدای متفاوت، مشترکات زیادی در زبان انگلیسی و چینی وجود ندارد.

افرادی که مایل به یادگیری زبان چینی هستند باید سال ها کار کنند تا به تسلط برسند و حتی در این صورت نیز دستیابی به مهارت بومی در آنها نادر است. به طور معمول، شما باید 3000 کاراکتر را فرا بگیرید تا بتوانید به راحتی یک روزنامه چینی را بخوانید. با این حال، این زبان از ده ها هزار کاراکتر تشکیل شده است که تسلط نهایی را به یک کار دلهره آور تبدیل می کنند.

مسئله پیچیده تر این واقعیت است که اشکال نوشتاری کلمات چینی هیچ نشانه ای در تلفظ ندارند و باید جداگانه آموخته شوند و از آنجایی که بیش از 67٪ کلمات از دو یا چند حرف تشکیل شده است، مشخص می شود که چرا چینی به عنوان یکی از سخت ترین زبان ها برای یادگیری شناخته شده است

 

 

2 زبان چینی پرکاربردترین زبان مادری است

در حالی که اینترنت زبان انگلیسی را به عنوان پرکاربردترین زبان (دوم) مهر و موم کرده است، چینی (ماندارین) همچنان به عنوان پرکاربردترین زبان مادری در جایگاه اول قرار دارد. در سال 2010، تعداد بومیان چینی در مجموع 955 میلیون نفر بوده است. فقط به این فکر کنید که بعد از یادگیری چینی با چند نفر دیگر می توانید صحبت کنید.

 

3. چینی سبک های خوشنویسی مختلفی دارد

رسم الخط چینی پنج شکل سنتی دارد: مهر کاراکتر ها، نوشتار رسمی ، نوشتار قراردادی، نوشتار روزمره و دست خط شکسته. این سبک ها هنر های کلاسیک و نمایندگان سبک های هنری چینی محسوب می شوند.

محبوب ترین سبک خوشنویسی، سبک مهر کاراکتر ها است که توسط قوم هان توسعه یافته است. این سبک اولین بار در زمان سلسله ژو (1045 - 221 قبل از میلاد) ظاهر شد و امروزه نیز در بین هنرمندان خوشنویسی محبوب است.

 

4. چینی دارای کلماتی با آواهای بسیار مشابه است

 به لطف سیستم آوایی منحصر به فرد، زبان چینی پر از کلمات مشابه است. این امر تفاوت قائل شدن بین کلمات و ترکیب صدا را برای افراد غیر بومی کاملاً دشوار می کند. از آنجا که ما در معرض این صداهای مشابه قرار نگرفته ایم، غالباً برای فارسی زبانان تشخیص تفاوت ها غیرممکن است.

 

5 چینی تنها زبان تصویرنگاشت مدرن است

 زبان چینی با استفاده از تصاویر توسعه یافته است. بسیاری از کارکترهای چینی که امروزه از آنها استفاده می کنیم از نقاشی های باستانی گرفته شده اند. این می تواند برای کسانی که برای اولین بار زبان چینی را می آموزند بسیار مفید باشد. کلمه کوه (شان山) مثال خوبی از این مورد است. سه خط این کاراکتر نمادی از سه قله یک یال کوه است.

 

6. دست خط چینی غیر قابل تشخیص است

در حالی که اکثر ما به سختی می توانیم دست خط نسخه دکترها را تشخیص دهیم، چینی ها تقریباً در هر شرایطی با مسأله تشخیص دست خط ها دست و پنجه نرم می کنند. این به دلیل تنوع زیاد در سبک های نوشتاری و تغییراتی است که بین متن تایپ شده و حروف دست نویس ایجاد می شود.

به عنوان مثال، کاراکتر پرکاربرد (de،的) در صورت تایپ  ساختار بسیار شسته و رفته ای دارد اما وقتی توسط چینی زبان ها با سرعت ترسیم می گردد، تقریباً غیر قابل تشخیص می شود. از آنجا که ما این کاراکتر ها را از کتابهایی یاد می گیریم که در آنها از متن واضحی استفاده شده است، خواندن چینی دست نویس برای زبان آموزان بسیار دشوار است.

 

7 زبان چینی یکی از قدیمی ترین زبانهایی است که هنوز هم مورد استفاده قرار می گیرد

خاستگاه زبان چینی از کشف استخوان های معروف اوراکل و اولین نسخه دست نویسی چینی است. این استخوان ها مربوط به سلسله شانگ (1600-1046 قبل از میلاد) هستند. با چنین تاریخ غنی، بدیهی است که چینی ها به دلیل جنگ ها و تحول های فرهنگی، تغییرات بسیاری را تجربه کرده اند. با این حال، زبان آنها همچنان به رشد خود ادامه می دهد.

 

8 چینی یک زبان وابسته به لحن است

اگر فارسی زبان هستید و ابتدا زبان چینی را یاد می گیرید، سخت ترین قسمت این کار پنج تُن صدای مختلف آن باشد. از آنجا که چینی یک زبان وابسته به لحن است، معنی کلمات شما می تواند بر اساس لحنی که برای تلفظ آنها استفاده می کنید به شدت تغییر کند.

 

9. حروف چینی را می توان به اجزای ساده تری تقسیم کرد.

حروف چینی عمدتاً از بلوک های سازنده ای به نام رادیکال تشکیل شده اند که دارای 1 تا 17 حرکت قلم هستند. رادیکال ها و حرکت ها باید به ترتیب نوشته شوند: معمولاً از چپ به راست و از بالا به پایین.

به عنوان مثال: در کلمه «احساس»情، سه رادیکال وجود دارد: 1)忄قلب، 2)丰، فراوان و 3)月، ماه. تغییر اولین رادیکال در情باعث می شود کلمات مختلف مانند请('به درخواست') و یا清('روشن') ساخته شود.

دولت چین اندکی پس از آغاز دوره جمهوری خلق (1949) حروف چینی را ساده کرد و به طور متوسط حدود 33٪ از حرکت های قلم در هر کاراکتر کاسته است. هنوز در چین از کاراکتر های سنتی برای کلمات تشریفاتی استفاده می شود و چنین کاراکترهایی هنوز هم در هنگ کنگ و تایوان استاندارد هستند. به طور مثال کلمه ساده شده (请 - ۱۰ حرکت) از شکل سنتی (請 - ۱۵ حرکت) است.

 

10 کلماتی که از انگلیسی قرض گرفته شده اند

هنگامی که در اطراف چین قدم می زنید، ممکن است میزان کلماتی که می توانید به سرعت متوجه شوید شما را متعجب کند. به لطف افزایش مواجهه با فرهنگ غربی، زبان چینی امروزه ازکلمات قرض گرفته شده انگلیسی بسیاری استفاده می کند. به طور مثال کلمه چینی 咖啡 (کا-فی) از کلمه انگلیسی Coffee به معنای قهوه یا کلمه چینی沙发 (شا-فا) از کلمه انگلیسی Sofa به معنای نیمکت گرفته شده است.

 

 

منبع: سایت آموزش آنلاین ماژورین

 

برچسب: زبان چینی,آموزش آنلاین زبان چینی,آموزش آنلاین زبان , زبان ژاپنی, نویسنده: majorin تاريخ: سه شنبه 26 اسفند 1399 ساعت: 16:51

 

مقدمه

 در سنتور دو حفره به شکل گُل روی سطح سنتور وجود دارد که در نرمی، لطافت و شفاف شدن صدای آن تاثیر بسزایی دارد. این ساز دارای صوتی شفاف و بلورین بوده و برخی پژوهشگران بر این باورند که سنتور در زمان های بسیار دور از ایران به دیگر کشورهای آسیایی رفته است. سنتور یک ساز زهی در موسیقی ایرانی شناخته می شود که به شکل ذوزنقه و دارای سیم های بسیاری است و با دو زخم چوبی به نام  مضراب به صدا در می آید. مضراب های سنتور در گذشته بدون نمد بودند ولی در حال حاضر معمولاً به مضراب ها نمد می چسبانند که خود باعث لطیف تر شدن صدای سنتور می شود. از  دیرباز نوازندگان بسیاری به صورت تک نوازی و هم نوازی اجراهای منحصربفردی را با این ساز عرفانی داشته اند که نامشان ماندگار شده است. در ادامه به معرفی برخی از بهترین نوازندگان سنتور ایران پرداخته می شود.

 

 

پدر سنتور ایران

پرویز مشکاتیان، معروف به پدر سنتور ایران، متولد ۲۴ اردیبهشت ۱۳۳۴ در نیشابور از نسل طلایی موسیقی پس از انقلاب به حساب می آید. وی از کودکی نزد پدرش، حسن مشکاتیان شروع به یادگیری نواختن سنتور کرد. چندی بعد در تهران نزد نورعلی برومند و داریوش صفوت، ردیف میرزا عبدالله و در کنار آن ریزه کاری های نوازندگی (به ویژه سه تار)، گوشه های مهجور و ناشناخته و ضربی های موسیقی ایرانی را از افرادی دیگری، چون سعید هرمزی، یوسف فروتن و عبدالله دوامی می آموخت.

مشکاتیان در سال ۱۳۵۴ خورشیدی موفق به کسب عنوان نخست بهترین نوازندگان سنتور ایران در آزمون باربد شد. وی در حالی که بیست و چند سال بیشتر نداشت، تصنیف هایی را خلق کرد که از بهترین های موسیقی سنتی ایرانی در نیم قرن گذشته به حساب می آیند. از آثار ماندگار وی در آن دوره می توان به شورانگیز، مرا عاشق، رزم مشترک و پیروزی اشاره نمود. مشکاتیان کتابهای بسیاری را نیز نوشته که از آن میان می توان به مجموعه تصانیف، بیداد و گل آوا اشاره کرد. پرویز مشکاتیان در سال 1388 درگذشت.

 

اولین نوازنده سنتور آشنا به نت

حسین صبا از سنین نوجوانی موسیقی را شروع کرد و دو ساز سنتور و پیانو را به ترتیب زیر نظر استادانی بزرگی چون استاد حبیب سماعی و استاد اصلانیان آموخت. او در محیطی علاقه مند به موسیقی تحت نظر مادر و خانواده مادری پرورش یافت. او با شرکت در  برنامه رادیو صبا و تکنوازی سنتور شناخته شد.

پس از تاسیس هنرستان موسیقی ملی در سال 1328 توسط روح الله خالقی، از حسین صبا برای تدریس سنتور دعوت به عمل آمد چراکه وی تنها نوازنده سنتور آشنا به تکنیک قدما در زمان خود بود. او جزو کسانی بود که به خط نت آشنایی داشت. از وی تنها یک کتاب خودآموز سنتور به یادگار باقی مانده است که یکی از دقیق ترین و بهترین کتاب های آموزش سنتور است. این نوازنده که از بهترین نوازندگان سنتور ایران به شمار می آید، اردیبهشت سال 1338 وقتی که تنها 35 سال داشت، دار فانی را وداع گفت.

 

نخستین بانوی ایرانی نوازنده سنتور

ارفع اطرایی، نخستین بانوی ایرانی است که پیش روی استادان بزرگ موسیقی ایران، سنتور را به صورت تک نوازی نواخت. او هشتم تیر۱۳۲۰ به دنیا آمد و جزو اولین دخترانی بوده که در دهه ۳۰ وارد «هنرستان موسیقی ملی» شد. وی گفته است: «در آن زمان هنوز موسیقی به عنوان رشته تحصیلی رسمی شناخته نشده بود. اقدام و تصمیم پدر من در وارد کردن بنده به هنرستان که تحت تاثیر راهنمایی و توجیهات استاد خالقی بود، در بین فامیل و آشنایان باعث تعجب شده بود». وی جزو بهترین نوازندگان سنتور ایران محسوب می شود.

او تحت نظر استادانی همچون روح الله خالقی، کلنل علینقی وزیری، حسین صبا، مصطفی کمال پورتراب، فرامرز پایور و محمود کریمی در سال ۱۳۳۸ از هنرستان ملی فارغ التحصیل شد. اطرایی درباره استاد پایور گفته است: «روش های نوازندگی و آموزش جناب استاد پایور باعث شدند که بعد از پایان هنرستان هم در خدمت استاد پایور آموزش ببینم». پژوهشگران حوزه موسیقی، اعتراف نموده اند که اطرایی جانشین پایور در زمان عدم دسترسی به استاد پایور بوده است.

اطرایی خود اقرار کرده : «سال ١٣٣٦، به مناسبت افتتاح تلویزیون ثابت پاسال، استاد دهلوی و استاد پایور قطعه کنسرتینو برای سنتور را به صورت مشترک ساختند و تنظیم کردند که با ارکستر آقای دهلوی و با تکنوازی آقای پایور اجرا شد. اما زمانی که استاد پایور برای سه سال به لندن سفر کردند، تنها کسی که با ارکستر آقای دهلوی تکنوازی سنتور این قطعه را اجرا کرد، من بودم.»او پس از انقلاب و تفکیک جنسیتی هنرستان های موسیقی افزود: «در گذشته و در تربیت شاگردان هنرستان های موسیقی، برخلاف سال های اخیر، بهترین موسیقی دانان ایران بودند. تفکیک جنسیتی وجود نداشت و این خود از پایه بسیاری از مشکلات را مرتفع می کرد. از طرفی با مرور تاریخ معاصر موسیقی ایران، مشاهده می کنیم که تبلور نامی چون قمرالملوک وزیری، نام اساتیدی چون ارسلان خان درگاهی و مرتضی خان نی داوود را  تحت تاثیر قرار می داد.»

او در همین گفت وگو اعلام می کند: «من بارها اعتراض کرده ام که چرا خانه موسیقی در عمل و برخلاف اساس نامه اش، یک سازمان کاملاً مردانه و مردسالار است. تعداد زیادی از مدیران خانه موسیقی شاگرد خانم های موسیقی دان هستند اما حتی نامی هم از این اساتید نمی برند»

ارفع اطرایی در طول بیش از ۶۰ سال فعالیت هنری، مقالات و کتاب های زیادی در حوزه موسیقی نوشته است که در مراکز آموزشی عالی موسیقی تدریس می شوند، از جمله «فرهنگ لغات موسیقی ایرانی»، «سنتور ناظمی»، «زندگی و آثار حبیب سماعی»، «بوی جوی مولیان»، «سازشناسی ایرانی» و «معارف پایور».

او از سال ۱۳۹۳ با سرطان دست و پنجه نرم می کند . اخیراً در مصاحبه ای گفته است: «در یک سال و نیمی که در آمریکا  هستم، با استفاده از حقوق پسرم و یک بیمه جزیی که دولت آمریکا  در اختیار افراد خاص قرار داده است، فقط توانستم بخشی از هزینه های درمانم را تهیه و پرداخت کنم. زمانی که در ایران بودم، بیمه ای داشتم که نه خدمات درمانی بود و نه تامین اجتماعی! مطلقاً هیچ کاربردی برای من نداشت و مورد تایید هیچ بیمارستانی نبود. من با آن بیمه یک استامینوفن کدئین هم نمی توانستم بگیرم. خب، در این شرایط بعد از ۶۰ سال فعالیت مستمر هنری، وقتی جز پسرانم کسی نیست که یاری ام کند و حتی حالی از من بپرسد، مجبور به فروش ساز و کتاب هایم که با ارزش ترین دارایی هایم بودند، شدم تا زنده بمانم.» 

 

حبیب سماعی از اولین های سنتور ایران

حبیب سماعی،از بهترین نوازندگان سنتور ایران، از طفولیت با استادان موسیقی زمان خود چون میرزا حسینقلی و نایب اسدالله در مجالس همنوازی می کرد. متاسفانه از اجراهای زنده این نوازنده که سنتور مهجور را از پرده مستوری بیرون افکند و دلهای شنوندگانش را با مغناطیس آوایش ربود، اثری باقی نمانده است. سماعی اعتقاد داشت: «موسیقی غذای روح است و غذا را نمی توان نجویده هضم کرد. بنابراین ساز و آواز باید به اندازه ای باشد که برای شنونده سوء هاضمه نیاورد.» هانری ماسه خاورشناس فرانسوی درباره وی گفته است: «ایرانی، به جای اقتباس از موسیقی غربی، باید همت کند امثال سماعی را به گوش جهانیان رسانده مردمان روی زمین را از نوای جانبخش آن بهره مند سازند». 

 

منبع: سایت آموزش آنلاین ماژورین


 

برچسب: سنتوز,آموزش انلاین سنتور,آموزش آنلاین,سازهای زهی, نویسنده: majorin تاريخ: چهارشنبه 20 اسفند 1399 ساعت: 16:52

صفحه بندی